ولی من هرچقدم دوست داشته باشم، هرچقدم از خودم بگذرم واست، هرچقدم با تموم رفتارات کنار بیام، هرچقدم خودمو ثابت کنم،یروز یجا خسته میشم,میزارم میرم شاید تو اولش نفهمی دورت شلوغ باشه ولی یجا یجور میفهمی یکیو از دست دادی که با تمام پوست و خونش دوست داشته
پشیمون میشی ولی خب اون تایم واسه پشیمونی خیلی دیره؛
هیچکی الکی الکی نمیره توو لاکِ خودش؛ یکی ناامیدش کرده، یکی مهربونیاشو نادیده گرفته، یکی دلشو شکسته، یکی آرزوهاشو آتیش زده و بدترینش اینه که همهی این کارا رو کسی کرده که با تمام وجود بهش اعتماد داشته .
دلتنگی میدونی مثل چیه؟!
مث نشتی گازه ، ن صدایی داره ن بویی داره نه رنگی داره...
ولی آروم آروم میکشتت!
حتی دیگه عصبانی هم نیستم ، حسودی نمیکنم ، ناراحت نمیشم ، حرص نمیخورم ، ترسناکه فکر کنم همه چی واقعا تموم شده .