چاقو برای خودكشی راه قشنگی نيست ،
وقتی شبی از چشم هايت میتوان افتاد .
روزی که دستهایش را گم کنم
یه روزنامه آگهی میزنم
و مینویسم«از یابنده تقاضا میکنم بمیرد»🚶♀️
لحظهی دیدنت انگار که یک حادثه بود ،
حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت؛
وقتی کسیو داشته باشی که به تواناییت امیدوار باشه دل و جرئتت برای مقابله با مشکلاتت خیلی بیشتره..
همه چیز بهم ریخته
دیگه حل مشکلاتم از تواناییم خارجه
اون حال داغون برگشته
خودمو گم کردم ، سیاهی به شبام رحم نمیکنه
از پس همشون برمیام ، مطمئن باش
ولی دلم برات تنگ شده.