قبلا خیلی برام مهم بود که
تنها نباشم ولی امروز خیلی برام مهمه کنار آدم اشتباهی نباشم...
«کاش میشد فراموش کنم گذشتهام را، حرفهایی که نگفتم و گفتم، کارهایی که کردم و نکردم، و احساساتی که با تمام وجود باورشان داشتم، کاش میشد همه را فراموش کنم.»
همه ی فکر و خیالم هنوز درگیر توعه
هر جا میرم جلو چشمام هنوز تصویر توعه
میدونی وقتی که هستی منو آروم میکنی
ولی این حال خرابم همه تقصیر توعه ..
اعتیاد شدیدی به هیچ پیدا کردم
هیچ کاری نکردن هیچ جا نرفتن هیچی نگفتن.
داشتم فکر میکردم یعنی خدا چقدر دوستم داشته که منو از گذشتم و تک تک آدماش یهو بیرون کشید و نجاتم داد ؟