تشنه ی یک لحظه دیدار تو ام
حال مرا
روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط
من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت
من به فرد رو به رویی ، لحظه ی خندیدنت..
شب و دوست دارم..
میتونم خودم باشم،هر چقدر هم مزخرف و حوصله سر بر و بسیار غمگین (:
پریشانیم از این غم ها؛
دمی اما پشیمان نه؛
شکسته گرچه دل هامان،
ولیکن عهد و پیمان نه..
من ک همه جوره خواستم..
من ک به هر دری زدم.. هر کاری کردم.. چرا نشد ؟:)
من امید دارم. اما اگه نشه ، این آخرین باریه که توی زندگیم امید خواهم داشت..