خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
صدای موشک که اومد، غریبهها نگران هم شدن ولی اون ...
از هرچی اونِ بدم میاد
یروزی دستم بهشون برسه من میدونم و اونا.
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
ستین چیمیت چه دری .. ؛)
ولی دیگه هیچی مثل قبل نمیشه..