روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامینم
آن منِ سر سختِ مغرورم؟
یا منِ مغلوبِ دیرینم؟
در دلم غوغاست، اما رازداری بهتر است
چشم می دوزم به در؛ امیدواری بهتر است...!
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
در دلم غوغاست، اما رازداری بهتر است چشم می دوزم به در؛ امیدواری بهتر است...!
چشمم ب در خشک شد و نیومدی!
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
دیگه نمیتونم
هیچ وقت درست نشد،من فقط عادت کردم.
شد شد، نشد هر از گاهی عکساتو برمیدارم و به چشمات نگاه میکنم و غصه میخورم .
رفتنت مرا از دنیا بیزار کرد....!
مانند طعم گس اولین خرمالو ها مرا از همه خرمالو ها...