چه رویاها که پاره شد،
و چه نزدیکها که دور نرفت!
و من بر رشته صدایی ره سپردم،
که پایانش در تو بود.
«عادی شدن» تا حالا بهش فکر کردی؟
خصوصا اگه اون موضوع درباره ی آدمی باشه
که یه زمونی دیوونه وار دوستش داشتی
چیزی ترسناک تر از این توی دنیا وجود نداره.
اگر دردرا احساس کردی زنده ای،اما اگردرد دیگران رااحساس کردی،انسانی...
من که کافهمو تنهایی رفتم،
سینمامو تنهایی رفتم،
مسافرتمو تنهایی رفتم،
تنهایی گریه کردم، تنهایی خندیدم؛
نیا!
اومدنت دیگه دردی رو دوا نمیکنه،. من تنهایی قوی شدم..
اگه فهمیدی ناراحتم و گذاشتی ناراحت بمونم دیگه فرقی با بقیه آدما نداری برام ..
اشتباه کردم از همون روزی که به خورشید زل زدم و خواستم مثلش بشمو بتابم به اطرافیانم تا تاریکی هاشون یادشون بره حداقل برای وقتی که هستم، اما خب نمیدونستم برای خورشید بودن باید وجود خودمو بسوزونم:)
من فهمیدم فقط به پیامام جواب میده و هیچوقت پیام نمیده واسه همین تصمیم گرفتم یبار پیام ندم.
الان چند روزه که حرف نزدیم!