سیزده را همه عالم به در آیند از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم...
هدایت شده از خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
من اینجام ، یه بمب ساعتی از غم
که به در و دیوار هرشب میخوره یه تیکم:)
ریسمان پاره را دوباره میتوان گره زد .
دوباره دوام میآورد ؛ اما هر چه باشد ،
یک ریسمانِ پاره است !
شاید ما دوباره یکدیگر را دیدیم ؛ اما در آنجا
که ترکم کردی ، هرگز مرا نخواهی یافت :))
کردی بلاک عاشق خود را و او هنوز
با لَست سین اِ لانگِ تو هی عشق میکند.
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
اگه راه میفته اینجوری کار تو ، باشه نقش آدم خوبه مال تو .
ولی تو میگفتی تورو همه جوره میخوام..
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
اگه راه میفته اینجوری کار تو ، باشه نقش آدم خوبه مال تو .
بی مرام دیگه با من نه،
من همونم که با هرکی بد بودم با تو بد نبودم:)