- آره من درو بستم ولی خودمم پشت اون در نشستم گریه کردم ..
چون امیدی به آدم پشت در نداشتم .
در یکی از نامههایش نوشته بود:
«من نگفتم، چون کسی منتظر شنیدن حرفهای من نبود.»
نوشته بود:
«پنجرهای که اذیتت میکند را ببند؛
هر چهقدر هم که منظرهیِ زیبایی داشته باشد».
دیدمش با دیگری گفتم سلام ای دلربا ،
آمدی جانم به قربانت ولی با او چرا ؟
غیر ممکنه کسیو دوست داشته باشی و نسبت به ارتباطش با بقیه ناراحت نشی و حسادت نکنی.