چشمهایت در دل شب، ستارهای درخشان است
هر کلامت، نغمهای از عشق و شوق جان است
گفتم با تو راز دل را در میان بگذارم
اما در سکوت گیسوانت، هیچچیز نماند . .
هرچه از دست میرود بگذار برود
چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم ، حتی زندگی را ..
هیچکس را آنقدر دوست نداشته باشید که وسط بیگناهی ، مجبور باشید از او عذرخواهی کنید . . : )
هدایت شده از حُبُالمَهدے
تماشایت کردم ؛
با چشمانی که ،
لهجه یِ بوسه داشتند : )