من به شدت انسان ”آخه چرا“ ای هستم. همیشه میخوام بدونم چرا؟ چرا اونطوری گفتی؟ چرا اون رفتار رو کردی؟ چرا دوسم نداری چرا چرا
هدایت شده از براۍِهَمیشہ|𝑩𝒂𝒓𝒂𝒚𝒆 𝒉𝒂𝒎𝒊𝒔𝒉𝒆
اندازه کلِ روزایی که با هم گذروندیم؛متنفرم ازت!!
بیا به مصراع بعدی که شرح حال من است
خیال من شده اویی که بی خیال من است؛)
گفتهبودیعشقمیکارمبهصحرایدلت ،
بیدمجنونکاشتیماراچنیندیوانهکرد؟
سوزشِ چشم من از لذت زیباییِ توست
خیره بودم به تو و پلک زدن یادم رفت..
به اندازهای قوی باشید
که بتوانید رها کنید
و به اندازهای عاقل باشید،
که بتوانید برای
آنچه لیاقتش را دارید،
صبر کنید.
به خودم آمدم انگار تویی در من بود،
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود.