من داوطلب آمده ام تا که بمیرم
اینجاست همان خط مقدم بـغلم کن
گیریم که پیش از همه با این عمل زشت
رفتیم جهنم به جهنم بـغلم کن.
باید کمی دیوانه تر باشیم ،
اگر نه دیوانه خواهد کرد ما را دردِ دوران..؛
دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان می سپارم دل که قابل دار نیست
از نسلی که توشم حالم بهم میخوره
از رابطه های بی نتیجه
از داشتن حق انتخاب های زیاد و پر هوس
از تعهد نداشتن
از الکی روشن فکر بودن
از روابط متعدد
از گل و سیگار کشیدن و بهش افتخار کردن و . .
از همممش حالم بهم میخوره'
یکی از تفريحات مورد علاقم فکر کردن قبل خوابه که گاهی از تفریح میگدره و میشه عذاب الهی
پیامم رو پاک کردم و آهی کشیدم که تا اعماق قلبم سوخت ، چون میدونستم گفتنِ اون حرف فایده ای نداشت.