از اینکه احساسات مختلفی رو همزمان تجربه میکنم،
خستهام،
یه لحظه امیدوارم،
یه لحظه ناامید،
یه لحظه آروم،
یه لحظه آشفته،
دائم در نوسانم .
بذارین از دستتون بدن،
جدی میگم،
بذارین فرصت بودن با یه آدم مهربون و باارزشی مثل شما رو از دست بدن،
همش قرار نیست ثابت کنید که ارزشش رو دارید،
بالاخره آدمها یه روزی متوجه میشن .
- منی که برای هیچکس هیچ قدمی برنمیداشتم؛
کل مسیرو واسه تو دویدم ، حواست بود؟
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود
در بند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق و او ز عشق من بی خبر است
ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود
هدایت شده از خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
از یجایی به بعد
دیگه هیچ تلاشی نمیکنی اشکاتو حروم نمیکنی اعصابتو بهم نمیریزی نسبت به همه چیز خنثی میشی میزنی به بیخیالی و میگی هرچی شد شد اصراری برا بودنش نمیکنی
نه امیدی میمونه نه احساسی
دیگه حوصله اینکه بشینی ساعت ها بحث کنی و خودتو ثابت کنی رو نداری
مقصر تو نیستی نه
همه ادما از یجایی به بعد خسته میشن.
خسته از بحث خسته از غصه خوردن.
گاهی وقتا بهترین چیز سکوته سکوتت خیلی چیزارو میفهمونه
_من فقط خسته شدم! :)
یادِ تو حسِ قشنگیست که در دل دارم؛
چه تو باشی چه نباشی، نگهش میدارم
ولی حسِ اون بلاتکلیفیی که راجب یه موضوعی رو داری و نمیتونی راجبش با کسی حرف بزنی .