ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود
در بند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق و او ز عشق من بی خبر است
ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود
هدایت شده از خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
از یجایی به بعد
دیگه هیچ تلاشی نمیکنی اشکاتو حروم نمیکنی اعصابتو بهم نمیریزی نسبت به همه چیز خنثی میشی میزنی به بیخیالی و میگی هرچی شد شد اصراری برا بودنش نمیکنی
نه امیدی میمونه نه احساسی
دیگه حوصله اینکه بشینی ساعت ها بحث کنی و خودتو ثابت کنی رو نداری
مقصر تو نیستی نه
همه ادما از یجایی به بعد خسته میشن.
خسته از بحث خسته از غصه خوردن.
گاهی وقتا بهترین چیز سکوته سکوتت خیلی چیزارو میفهمونه
_من فقط خسته شدم! :)
یادِ تو حسِ قشنگیست که در دل دارم؛
چه تو باشی چه نباشی، نگهش میدارم
ولی حسِ اون بلاتکلیفیی که راجب یه موضوعی رو داری و نمیتونی راجبش با کسی حرف بزنی .
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
چزمستون نحسی!
شایدم بهترین زمستون زندگیم..
بستگی داره چطور نگاه کنی ؛)