خسته ازهمه چیزهایی که در بیرون به پایان رسید ولی در درون من ادامه یافت
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
الان نه ، میفتی یاد من وقتی که دیره..
هرجا ناراحتت کرد برا من دلت تنگ شد
هیچ جوره به روت نیار ؛)
من یه آدماییو فراموش نکردم که مطمئنم حتی اسممو هم بشنون به گوششون آشنا نیس🚶🏻♂
شبیهِ بغض نوزادی که ساعت هاست میگرید
پُر از حرفم کسی اما زبانم را نمی فهمد..
نه اعصاب درستی دارم
نه حال روحی خوبی
اگه ازم ناراحت شدی بهم حق بده
زندگی روزای قشنگی و نداره برام
آدم خودش رو که نمیتونه گول بزنه بالاخره یه جا مجبوره واقعیت رو همون طوری که هست ببینه و بپذیره،
حتی اگه تلخ باشه حتی اگه درد داشته باشه .
خندهی تلخ من گریه غمانگیز تر است
کارم از گریه گذشتهست دگر میخندم . .