گرچه من با نازِ چشمانِ تو ویران میشوم
ناز کن، عیبی ندارد، نازنین تر میشوی
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
حق با تو بود مامان من زندگیمو خودم نآبود کردم
هیچوقتم درست نشد:)
حس میکنم مدتهاست سقوط میکنم و به زمین نمیرسم؛ غرق میشم و خفه نمیشوم، در پایانی بیپایان به سر میبرم…
چند بار اومدم حرف بزنم ،
ولی به این نتیجه رسیدم حرف زدنم فقط همه چیزو خراب تر میکنه.