مرا دردیست اندر دل ، که گر گویم زبان سوزد؛
وگر پنهان کنم ، ترسم که مغز استخوان سوزد..
دانیازدولتوصلتچهطلبدارم؟
هیچ!یادتومصلحتخویشببردازیادم
چی میشد اگه وقتی نا امید بودم،امیدم بودی
وقتی خسته بودم،جونم بودی
وقتی تنها بودم،تنها رفیقم؟!
هر آدمی یه نقطهی «دیگه به درک، هر چی میخواد بشه، بشه» داره و وقتی به اون نقطه برسه، با یه تصمیم، یکشبه روی تموم ترسهاش که نتیجهی مدتها سکوت، تحمل و نادیدهگرفتهشدنه خط میکشه.
کسانی رو که دوستشون دارید، به این نقطه نرسونید.
فکر نکنید چون تا امروز کنارتون مونده، همیشه خواهد ماند، یا چون هنوز نرفته، هیچوقت نخواهد رفت.
اینو روزی متوجه میشید که شاید دیگه خیلی خیلی دیر شده باشه.
یکی از تلخترین ویژگیهای آدمهای آسیبدیده اینه که محبت رو دیر باور میکنن
اما بیتوجهی رو همون لحظه
بارها غم به تو گفتیم، ز ما نشنیدی
بعد از این مصلحت آنست که خاموش کنیم!