عاشق کشی، دیوانه کردن، مردم ازاری
یک جفت چشم مشکی و اینقدر کارایی؟:)
- میم.دال
آدمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود
معتقد بود اگه خودشو داشته باشه
عملا کم و کسری نداره و بازم میشه زندگی کرد.
بی احساس یا بی رحم نبود،فقط رو ادما حساب نمیکرد.
ته داستانو خوب میدونست، دیگه امیدش فقط به خودش بود...
-روز پزشکو به اونی که حال بد دلمونو میفهمه و برای خوب شدنش هر کاری میکنه تبریک میگم.
-روز پزشکو به خانوم مورفین تبریک میگم.
-روز پزشکو به خودم که همیشه حال خودمو خوب کردم تبریک میگم.
-روز پزشكو به خنده هات كه باعث ميشه همه دردام يادم بره تبريك ميگم.
-روز پزشکو به بابامم تبریک میگم که معتقده همه بیماری ها از استفاده زیاد از گوشی ناشی میشه.
-روز پزشکو به همه مامانا ومامان بزرگایی که واسه سرطانم چای نبات تجویز میکنن تبریک میگم.
خطاب به همه نمک نشناسای زندگیم:
کارتان باز به این کهنهمثل میافتد
گذرِ پوست به دباغِ محل میافتد!
کاش همه مثل شاملو عاشق میشدن که میگه:
و جز اینم هنری نیست
که آشیان تو باشم
«زیادهروی کردم، در دوست داشتن، در تلاش کردن، در حرف زدن، در اعتماد کردن، در غصه خوردن، در گریه کردن، در خسته بودن، در زنده بودن. همیشه بیش از حد بودم.»
Amin Bani Amin Bani - Che Kardi (320).mp3
زمان:
حجم:
8.9M
تو با قلب ویرانه ی من چه کردی…:)!
دیگر چه فرقی دارد من باشم ، تو باشی ، باران باشد... من هستم ، میبارم ، برای نبودت :)
نه رفتن آدمها اذیتم میکنه ، نه حالی که بعد از رفتنشون دارم ، من فقط دلم برای خودِ قبل از اومدن اون آدمها به زندگیم تنگ میشه و حسرت میخورم که کاش غریبه میموندن .