گـاهی #سکوت میکنی!
چون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرف بزنی:)
نمیدونم داستانش چیه ، ولی خوشحالی ادمایی که دوسشون داری ، حتی از خوشحالی خودت هم بیشتر بهت میچسبه
آن که به دل اسیرمش، در دل و جان پذیرمش
گر چه گذشت عمر من، با ز سر بگیرمش..
دیدی وقتی که آنلاینه می شینی زل میزنی بلکه پیام بده؟
شمس لنگرودی این قسمت رو خیلی قشنگ
توصیف میکنه:
دلخوش نشسته ام که تو شاید گذر کنی
لعنت به شایدی که مهیا نمی شود :)
رسمش نبود عاشق کنی اما نمانی پای من
مرهم که نه، زخمی شوی بر تک تک اعضای من!
چرا خانواده ها فقط میخوان نظرات و علایق خودشون و ب ما تحمیل کنن؟تا ۲۰ سالگی فقط تونستم برم دنبال یه علاقه ام..بقیه اش ب عهده خانواده بود چون اونا میخوان ما هرچی که میگن و انجام بدیم
یه بار نتونستم خودم چیزی ک دوست دارم و انتخاب کنم..واقعا دارم خسته میشم از دست خانواده