دلم یک دوست میخواهد...
ک اوقاتی که دلتنگم
بگوید خانه را ول کن
من کی کجا باشم:)
تو دنیایی هستیم ک؛
پسرا بی احساس شناخته میشن!
دخترا ضعیف شناخته میشن!
کاری بدون دعوا پیش نمیره!
خانواده ها خودشونو رئیس و ارباب بچه ها میدونن!
بچه ها از آزار خانواده ها ب گوشی و دوستای مجازی پناه آوردن!
و ما باید بسازیم با این دنیا!
من دارم تلاش میکنم ..
لبخند بزنم ، حالم خوب شه
ولی بازم کم میارم
،بازم حالم بهم میخوره از خودم و حالم
باز شبا با گریه میخوابم ..
باز دلشوره ، باز نگرانی ، باز تپش قلب ..
یکی بگه دقیقا کی خوب میشم؟؟!
اصلا خوب شدنی درکاره؟
کسی که سعی میکنه همه رو خوشحال نگهداره در واقع خودش تنها ترین فرده و نمیخواد اونو به بقیه منتقل کنه :)
دیگه اینطوری شدم که از نظر بقیه مغرورم عصبیم.
از نظر خودم به یه بغل نیاز دارم که توش بمیرم...:))!
- از وانمود کردن خسته ام،
همش درحال وانمود کردنم وانمود کنم خوشحالم درحالی که نیستم. وانمود کنم ناراحت نشدم در حالی که شدم. وانمود کنم برام مهم نیست در حالی که مهمه. وانمود کردن تنها کاری که توش خوبم و ازش متنفرم.
من همونیم که حوصله ندارم از جام بلند شم و در اتاقمو ببندم
حوصله ندارم جواب خانوادمو بدم
حوصله ندارم پیام خیلیا رو سین بزنم
حوصله ندارم تو جمعی شلوغ باشم و حرف بزنم
طوری که بهم میگن افسرده ..
ولی وقتی پیش آدمای مورد علاقه زندگیم باشم ؛ چه مجازی چه حضوری ،، دوست دارم اونقدر حرف بزنم تا فکم درد بگیره و آنقدر دیوونه بازی در بیارم که از شدت خستگی غش کنم ...!
دلتنگی میدونی مثل چیه؟!
مث نشتی گازه ، ن صدایی داره ن بویی داره نه رنگی داره...
ولی آروم آروم میکشتت!