شرح دلتنگی من بیتو فقط یک جملهست.
تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم...
او دوست نداشت که تنها باشد. افزون بر این، علاقه ای به بودن در کنار مردم نداشت.
انگار خدا هرچی قشنگیه گذاشته تو چشمایِ تو ، توی خنده های تو ، موهای تو ، صدای تو ، خود تو تو تو
و چشـم های تو..... همان کافـه دنـجی اسـت که! قهـوـه هایـش حرفـ ندارـه...
شب دل کندنت میپرسم آیا باز میگردی؟
جوابت هرچه باشد،برسوال خویش میگریم…
|فاضل نظری
- بعد ویران شدنم ساخت مرا ؛ اما رفت !
فرض کُن بار دِگر ، زلزله در بَم بزند !(.