‹هر که بپرسد ای فلان
حال دلت چگونه شد؟!
خون شد و دم به دم همی
از مژه میچکانمش...›
کاش یکی بود بدون هیچ استرس میتونستم تا خود صبح باهاش حرف بزنم و درکم کنه:))))
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
مستی قشنگه ولی با ادمش:))
مخصوصا اون سرگیجه اخرش….
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
مخصوصا اون سرگیجه اخرش….
مستی قشنگه یار تی ساقی ووشه!