از زمانی که تو را بین خلایق دیدم
مثل یک فاتحه مغرور به خودم بالیدم
عشق یکبار به من گفت برو گفتم چشم
عقل صد بار به من گفت نرو نشنیدم
پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم
تو چه کردی که به گور پدرم خندیدم
راست بگو و ناراحتم کن؛ ولی دروغ نگو که تو ذهنم هزار جور سناریوی تخیلی بسازم و ناراحت تر بشم
تو میخندی چون حالت خوبه، ولی من میخندم که ازم نپرسن چرا حالت بده. ما مثل هم نیستم:)
قهر کردن دخترا این مدلیه که من حق دارم قهر کنم و باهات حرف نزنم اما تو حق نداری نیای دنبالم و باهام حرف نزنی.
لطفا وقتی دارید میرید خاطره ها و یادگاری هاتونم ببرید...!
شب برا خوابیدنه:)