'من یه اخلاق عجیبی دارم. میدونی چیه؟ چیزهایی رو از آدمها یادم میمونه که خودشون هیچوقت نمیدونستن. راستی من حافظهی ضعیفی دارم، ولی به جزییات اهمیت میدم.'
_یه جا خوندم نوشته بود: « تو خلوتم میشینم برات گریه میکنم, ولی وقتی میبینمت یجوری از کنارت رد میشم که انگار وجود نداری؛
آدمیزاد یه وقتا مجبوره دیگه..
تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی آید،
نشستم،باده خوردم،خون گرستم،کنجی افتادم،
تحمل میرود اما شبِ غم سر نمی آید،
ز دست و پای، دل برگیر این زنجیر جورای زلف
که این دیوانه گر عاقل شود،
دیگر نمی آید!
گفتیم،خندیدیم،دعوا کردیم،نون و نمک خوردیم!
خلاصه تمام رابطه ها و دوستیا همینه دیگه؟!
حالا من تصمیم گرقتم از همه ادمایی که تو زندگیم
اومدن و رفتن
یه خاطره فقط تو ذهنم بمونه،
میدونم! هممون یه روزایی دلمون براشون تنگ میشه!
نمیشه اینو انکار کرد!
آدمیم خب! احساس داریم !
ولی من ،قلبم و انداختم دور!
کسی و نمیخوام!
از رفتن و نبودن هیچکسم ناراحت نمیشم:)
فقط پیشرفت خودم مهمه و عاشق هیچکس نیستم و
فقط به عنوان یک انسان بعضی اوقات دلم برای روزایی
که آدما، آدم زندگیم بودن تنگ میشه !
من با تموم دوستایی که الان کنارم هستن خوشحالم،
امیدوارم راهمون تا ابد به هم بخوره و باهم باشیم..!
اگه هم نبودیم باز من برای حالم،زندگیم و تمام
ارزوهام میجنگم✌🏻
همه کسایی ک هستن یا رفتن موقعی که داشتم
میمردم خودشون و ثابت کردن !
و سلام🙌🏻