جورے میرم ڪہ حسرت دوبارہ دیدنم بمونہ بہ دلت..
-زندگیمثپانتومیمہحرفدلتوکہبگیباختی.!
چه کنم با غم خویش؟!
که گهی بغض دلم می ترکد
دل تنگم زِ عطش می سوزد
شانه ای می خواهم که
گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست . . !