این روزا یجوری از همچی میترسم که احساس میکنم اول ترس بودم بعد دست و پا دراوردم .
فک نمیکردم یروزی به کوچیک ترین لحظات گذشته زندگی که ساده بودن حسودیم بشه..
شاید اونا خوشبختی بودن...
همونی که همه دنبالشیم.
- با هیچ کَسَم مِیل ِسُخَن نیست ، وَلیکَن . .
تو ، خارِج از این قاعده و فَلسَفههایی ؛
با حیرت چند لحظه چشمانم را بستم...
- چرا دوست داری آدم بده باشی؟
نگاه خیره و سیاهش را به چشمانم بخیه زده بود.
+ چون کسی دل آدم بدا رو نمیشکنه ..
- حکم کن ، مرجان فریدی