دست خودم نیست نمیتونم درموردش حرف بزنم؛ و همین طور از راجع بهش حرف نزدن خستم.
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
_ عادت کرده به نبودنم .
لابد بهش خوش میگذره دیگه .