من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه
تیرم به خطا میرود اما به هدر نه!
یکبار به من قرعهی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر...نه!:)
معذرت خواهی برای اونیه که کفششو لگد کردی یا توی خیابون بهش تنه زدی! نه اونی که با حرفات و کارات ریشه ی قلب و غرورشو زدی...
لیوانی که هزار تیکه میشه رو حتی اگه به هم دیگه
بچسبونی ام ترکاش از بین نمیره! میگیری چی میگم؟!
کسی نمیداند در این مدت چه توانی خرج کردهام تا مقابل افکارم بایستم و یکباره همه چیز را تمام نکنم.