تو آخرین راهم بودی، آخرین راهی که نجاتم میداد. آدم وقتی تنها راه نجاتش میشود دلیلِ زخمهایش، چگونه باید زنده بماند؟
«تو را میخواستم برای فراموشی، برای اینکه از یادم برود چقدر زخمی و خستهام.»
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
«تو را میخواستم برای فراموشی، برای اینکه از یادم برود چقدر زخمی و خستهام.»
نمی دونستم خودت برام زخم بشی...
من حوصله درسو ندارم، حوصله بیرون رفتن و حتی حوصله خودمو، فقط میخوام بخوابم، وقتیم بیدار شدم همه چی درست شده باشه.