«تو را میخواستم برای فراموشی، برای اینکه از یادم برود چقدر زخمی و خستهام.»
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
«تو را میخواستم برای فراموشی، برای اینکه از یادم برود چقدر زخمی و خستهام.»
نمی دونستم خودت برام زخم بشی...
من حوصله درسو ندارم، حوصله بیرون رفتن و حتی حوصله خودمو، فقط میخوام بخوابم، وقتیم بیدار شدم همه چی درست شده باشه.
چرا هرکیو میبینم
اول با تو مقایسه اش میکنم
و در اخر ب خودم میگم هیچکس تو نمیشد:)