حس میکنم خنجری تو قلبمه ک مدام خونریزی میکنه...
نه میشه درش اورد ن میشه همینطوری رهاش کرد
یکیاز سختترین قسمتهای نشدن اینه که میبینی برای بقیه چقدر راحت میشه و تو درحالی که تمام تلاشت رو کردی باید حسرت بخوری.
دردناکه ولی سکوت بهتر از توضیح دادنه
چون الان هیچکس براش مهم نیست
بهت چی میگذره.
جایگاه حرف مردم تو زندگیم خیلی جای بدیه، حتی خجالت میکشم بگم ((:
عمرم گهی با غم، گهی با درد گذشت
تاریخ زندگی ام، همه با درد گذشت
این جوانی، آرزوی کودکی هایم نبود
حیف از جوانی ام، که همه با درد گذشت!
تو هیچوقت قرار نیست بفهمی من برای اینکه تورو ناراحت نکنم، چقدر خودمو ناراحت کردم.