آدم اولش حوصلهی همه رو داره، بعدش فقط حوصلهی آشناهاشو داره، بعد فقط حوصلهی دوستاشو، بعدتر دوستای صمیمیش، بعدتر حوصلهی اونارو هم نداره، آخرش که میرسه، دیگه حوصلهی خودشم نداره.
یک جایی میرسد که آدم دست به خودکشی میزند ،
نه اینکه تیغی بردارد و رگش را بزند ، نه !
قید احساسش را میزند…