تا خرخره از حرف پُرم، با که گویم
این شهر پر از کور و کر و لال و نفهم است.
چطور میتوانم باد را مقصر بدانم
وقتی آنکه پنجره را باز گذاشت،خود "من" بوده ام.
نبود، پیدا شد، آشنا شد، دوست شد، عشق شد، یار شد، تار شد، سرد شد، غم شد، درد شد، بغض شد، اشک شد، نفرت شد، تمام شد،
تجربه شد .