آنقدر تنهایی از پس تمام دردها و رنجهایت برآمدهای،
که حالا هیچکس احتمال غمگین بودنت را هم نمیدهد.
دیگر نه آرزوی دارم و نه کینه ای.
آنچہ که در من انسانی بود از دست دادم، گذاشتم گم بشود.
در زندگانی آدم باید یا فرشته بشود یا انسان و یا حیوان، من هیچکدام از آنها نشدم، زندگانیم برای همیشه گم شد :)!
نمیدانم چه خواهد شد
و راستش را بخواهی
دیگر برایم اهمیتی ندارد؛
من برای تمام احتمالات زندگی
زیادی خستهام.