خودمونیما ؛
من آخراشم به زور نگهت داشتم.
نه واسه خودم ، واسه تو که سپرت باشم:)
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
همین پاییز بود که مهرش نشست به دلم ، بسته بود به اون موهای فر کش.
من شدم گم تو شهر چشمش.
اتوبان پلکش.
مرکز قرنیهش ، وای از قرینه فیسش.
همیشه اولاش شیرینه ، پایانش تلخ!
این عشق لعنتی همیشه میشه تاوانش درد.
فک کردم بده حالش ولی دیدم هرشبش خوبه.
دیدم هرروز استرس رفتنش رومه ، فهمیدم هر رابطه دو سه ماه اولش خوبه!
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
این دلو دادم باشه پهلوت؛ شکستیش ، باشه ممنون:)
چیشد حرفای اولین روزت؟
پس کوش اونی که عاشقم بود؟