خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
از پنجره بوی سوختگی میآید ، انگار همین حوالی یک نفر تمام گذشته اش را آتش زده جنگلی را سوزانده تا
انگار همین حوالی یک نفر تمام گذشته اش را اتش زده!
ی شبایی از ذوق شوق تا خود صبح بیدار بودیم تنها نگرانیمون این بود با دوساعت خواب صبح پا میشیم؟!
حالا چی شد ک اینجوری شد:)
چجوریمیتونیادعایدوسداشتنکنی.
وقتیدلتمیادکیهروزکامل،ازطرفتبیخبربمونی
یاچندروز،اصلابهشپیامندییازنگنزنی!
اصلاادمیککسیودوسداشتهباشه،همیشهنگرانشهترسازدسدادنشوداره!
همشدنبالاینهکببینهچیکارمیکنه،یهوقتبهشآسیبیواردنشه؛
هیچجورهدوسداشتنغروربرنمیداره،کهتوبخاطرغرورتبتونییکروزکاملبهطرفتنهزنگبزنینهپیامبدی،نهازشخبریبگیری.
دوسداشتنغروربرنمیدارهواقعا(:
«هیچکس یادش نمیمونه
واسش چیکار کردی؛ ولی همه
اون کاری که نکردی رو قشنگ یادشونه.»
562.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارات زخماشون هنوز رو قلبمه:)
یه جا نوشته بود شاید بتونی ماهی رو از دریا بگیری ولی هیچوقت نمیتونی دریا رو از تو فکر ماهی دربیاری...
خواستم بگم خیلی قشنگ بود. (:
𝐷𝑜𝑛𝑡 𝑐𝑟𝑦 𝑏𝑒𝑐𝑎𝑢𝑠𝑒 𝑖𝑡𝑠 𝑜𝑣𝑒𝑟, 𝑠𝑚𝑖𝑙𝑒 𝑏𝑒𝑐𝑎𝑢𝑠𝑒 𝑖𝑡 ℎ𝑎𝑝𝑝𝑒𝑛𝑒𝑑
گریه نکن که دیگه تموم شد، بخند که اتفاق افتاد