روی دیواری نوشته بود:
چقدر سخته کسی رو دوست داشته باشی ولی نتونی بهش بگی..!منم زیرش نوشتم:
ما که بهش گفتیم چیشد؟
بالأخره خوب میشه، قشنگ میشه، میرسیم، میبینیم، میخندیم چون سپردیم به خدا...
و همین که بهش سپردیم
یعنی باور داریم که ته این مسیر روشنیه. زندگی گاهی صبوری میخواد!
همین که هنوز ادامه میدیم یعنی امیدمون زندهست.
و همین کافیه برای اینکه بدونیم معجزهها همیشه یه قدم جلوتر از ما هستن!
قلبم فهمید که رفته خودشه به خواب زد ؛
دکترا هر کاری کردن دیه بیدار نشد.
همه ی ما بهترین نسخه ی خودمون رو
برای شخصی که هیچ ارزشی نداشت،
هدر دادیم...!!