🔖چرا نباید آقای رئیس جمهور به سخنگوی جان فدا مبدّل شود؟
✏️به قلم
#مهدی_افراز
.....................................
🔸۲ خرداد ۷۶ لحظه ای بود که جریان غرب گرا در آن خود را مردم تلقّی کرد و این گزاره را به انگاره ای عمومی و در نتیجه مهم ترین دارایی خود برای آینده تبدیل نمود. عدد رأی دهندگان به محمد خاتمی به سرمایه نمادینی تبدیل شد که از آن مقطع تا امروز به پیش فرضی برای خوانش خواست، مطالبه و اراده عموم مردم مبدّل گشته است.
🔹این فرآیند، آن چنان با هنرمندی و قدرت و استمرار طی شد که در ناخودآگاه جامعه و بین الاذهان تصمیم سازان و سیاست گذاران جمهوری اسلامی به پیش فرضی قطعی برای قضاوت در مورد توصیف و تحلیل جامعه ایران تبدیل شد و حتّی موقعیت های نقض دیگری همچون ۲۲ خرداد ۸۸ هم نتوانست در آن خللی ایجاد نماید.
🔸از آن موقف تا کنون، اراده انقلابی به یک جریان حداقلی تقلیل یافت که آینده ایران را به گروگان گرفته و خود را با بهره گیری از ابزارهای سختِ حکمرانی بر اکثریت مسلط ساخته است.
🔹امّا برای نخستین بار، این ۶۰ شب و روز گذشته است که این کلان روایت را کاملاً ابطال ساخته و برای همگان مسجّل شده که در شرایطی که همه آن ابزارها و بندهای ادعایی کنار رفته، این عموم و توده مردم اند که در حال دفاع از موجودیت و شخصیت خودشان هستند و این هویت همان حقیقت انقلاب اسلامی است.
🔸فوری ترین و حیاتی ترین اقدامی که عاقله انقلابی باید برای تحولات آینده کشور رقم بزند، صورت بندی از این مردم و تثبیت این واقعیت به ذهنیت همگانی است. حقیقت انقلاب اسلامی همین مردم، جامعه و حوزه عمومی است و تماماً تاروپود وجودی ملّت ایران است که آرمان ها، شعائر و اهداف انقلاب اسلامی را هستی بخشیده و از آن حراست می کند. از این به بعد همین تصویر باید در همه آنات سیاست گذاری و لحظات تصمیم گیری در کشور حاضر باشد.
🔹تمامی ظرائف و دقائقی که در حال حضور در آن هستیم می باید با هوشمندی معنابخشی شده، به نحو جامعی روایت پردازی گردد و برای ماه ها بخش بزرگی از تولیدات رسانه ای برای تصویرسازی و بازنمایی نقطه به نقطه از این حقیقت مبارزه کند و اجازه بازسازی روایت های کهنه و مخدوش گذشته را ندهد و این چنین تصویر بدیعی از مردم در ادراک جمعی ایرانیان متولّد نماید.
🔸یکی از مهم ترین ارکان این رخداد شناختی، شکل گیری این تصویر از مردم در افق پیروزی و فتح است. تجربه ای که واجد حقانیت باشد ولی با دستاورد روشن و فاتحانه همراه نشده باشد جذابیّت مرور در ذاکره ایرانی را ندارد.
🔹پویشی همچون جان فدا با ابزار کمّی سازی به واقعیت های خیابان و درونیات ملّت ایران معنابخشی کرده است امّا این دارایی در نقطه ای است که می باید با هوشمندی به این خواست کمّی شده تفصیل کیفی بدهد و به صورت جزئی خودش را و غیریت اش را توصیف کند تا بتواند به این ترسیم جدید از اراده ایران کمک برساند و آن را به عنوان سرمایه ای نمادین برای دوران جدید انقلاب در دسترس قرار بدهد.
🔸رئیس جمهور محترم در دو نوبت برای سرمایه جان فدا دستور کار مشخص کرده اند و هر دو نوبت هم بهره گیری از این ظرفیت برای جبران خسارت های جنگ در حوزه انرژی بوده است. فارغ از اخلال های مدیریتی که این نوع ورودهای آتش به اختیار برای یک پویش ایجاد می کند، تعیین مأموریت هایی که بازسازی کننده تصویر جنگ در فریم خسارت ها، کمبودها و ناترازی ها باشد به شدت مضر و ساخت دهنده به روایت شکست از این نبرد تاریخی بوده و مانعی برای کنار انداختن تصاویر گذشته و عاملی برای کمرنگ ساختنِ تصویری نوین از واقعیت های ملّت ایران است.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖کاربست جدید خیابان به ابتکار رهبر انقلاب
✏️به قلم
#محسن_مهدیان
.....................................
.برای نخستینبار، از ظرفیت «خیابان» فراتر از آنچه این شبها دیده میشود، در چارچوب حکمرانی استفاده شد.
رهبر انقلاب در پیام اخیر خود، ابتدا توضیح دادند که معلم و کارگر باید در امتداد مبارزه دیده شوند؛ یعنی عرصه علم و کار نیز بخشی از میدان نبرد با دشمن تعریف شد.
در گام بعد، این منطق توسعه پیدا میکند؛
فرمودند همانگونه که خیابان در پشتیبانی از میدان نظامی نقش ایفا کرده، اکنون باید در حمایت از معلم و کارگر نیز فعال شود.
خلاصه اینکه خیابان صرفاً محل حضور نیست، بلکه به یک ابزار جهتدهی اجتماعی تبدیل میشود.
نکته کلیدی همینجاست؛
خیابان ظرفیتی گسترده در حکمرانی دارد که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است.
اکنون این ظرفیت در حال تبدیل شدن به یک الگوی عملی است.
در نهایت اینکه پس از جنگ، نسبت حاکمیت با خیابان نیازمند بازتعریف است.
چهبسا آنچه در حال شکلگیری است، مقدمه یک مدل جدید حکمرانی باشد؛ مدلی که در آن خیابان نه صرفاً صحنه حضور، بلکه بخشی از سازوکار پیشبرد اهداف کلان تلقی میشود.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖مرحله آمادهسازی؛ منطقه در آستانه تصمیمهای کوتاهمدت
✏️به قلم
#مهدی_محمدی
.....................................
برآورد کلی از وضعیت فعلی این است که طرفین وارد «مرحله آمادهسازی» شدهاند؛ مرحلهای که در آن بازیگران در حال آمادهسازی خود برای تحولات آتی و شکلدهی به وضعیت چند هفته آینده هستند، نه یک افق بلندمدت. در این چارچوب، ایران و محور مقاومت از یک سو، و آمریکا، اسرائیل و برخی بازیگران منطقهای از سوی دیگر، همزمان در حال تقویت ظرفیتهای خود و دستکاری متغیرهای صحنه برای رسیدن به موقعیت مطلوب هستند.
در سمت مقابل، اسرائیل تمایل بالایی به آغاز درگیری جدید دارد. به نظر میرسد پنجره فرصت برای نتانیاهو محدود شده و او تلاش میکند در بازهای کوتاه، سناریوی کشاندن آمریکا به جنگ با ایران را تکرار کند. در این مسیر، یک کمپین گسترده سیاسی، رسانهای و اطلاعاتی برای کاهش تردیدهای دونالد ترامپ در جریان است. ترامپ در عین داشتن تمایل به درگیری، با چند تردید جدی مواجه است: امکان پیروزی در جنگ، خطر تبدیل شدن جنگ به یک بحران سیاسی داخلی، و پیامدهای اقتصادی آن برای آمریکا و متحدانش. تلاش جریانهای حامی جنگ، بر کاهش همین تردیدها متمرکز شده است.
همزمان، نشانههای میدانی نیز حاکی از آمادگی عملیاتی در سطح منطقه است؛ از افزایش پروازهای نظامی و فعالیت پهپادی گرفته تا جابهجایی سامانههای پدافندی و انتقال تجهیزات. برخی کشورهای منطقه نیز نشانههایی از همراهی فعالتر با این روند، حتی در سطح حمایت مالی، بروز دادهاند. تجربههای گذشته نشان میدهد این سطح از آمادهسازی صرفاً ابزار فشار سیاسی نیست، بلکه میتواند مقدمه اقدام عملیاتی باشد.
در مقابل، راهبرد ایران در این مرحله بر آمادگی برای کسب یک پیروزی قاطع در همان مراحل اولیه هر درگیری احتمالی متمرکز شده است. برآورد این است که طرف مقابل بهدنبال یک جنگ کوتاهمدت با هدف وارد کردن ضربهای سریع و سپس حرکت به سمت آتشبس و بهرهبرداری سیاسی است. در برابر این سناریو، تأکید بر غافلگیری، ضربه زدن در زمان و مکان غیرمنتظره و برهم زدن محاسبات دشمن، بهعنوان محور اصلی طراحی عملیاتی مطرح است.
در سطح راهبردی، نشانههایی دیده میشود که آمریکا نسبت به برخی ضعفهای خود در این صحنه آگاه شده و در رفتار خود احتیاط بیشتری نشان میدهد؛ هرچند این به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست، بلکه بیشتر نشاندهنده افزایش تردید و پیچیدگی در تصمیمگیری است.
در داخل نیز یک متغیر تعیینکننده، وضعیت سیاسی و اجتماعی است. یکی از سناریوهای محتمل، تلاش برای ترکیب فشار خارجی با بیثباتسازی داخلی است؛ از طریق تحریک ناآرامیها، فشار اقتصادی یا عملیاتهای ترکیبی. در چنین شرایطی، نحوه مدیریت فضای داخلی—از جمله انسجام سیاسی، کنترل پیامهای رسانهای و کاهش فشار اقتصادی بر جامعه—میتواند در محاسبات طرف مقابل اثر مستقیم بگذارد.
جمعبندی اینکه منطقه در یک مقطع حساس و کوتاهمدت قرار دارد؛ مرحلهای که در آن همزمان آمادگی برای درگیری افزایش یافته و تصمیمگیری نهایی هنوز در حال شکلگیری است. در این وضعیت، نوع سیگنالهایی که از میدان و از داخل مخابره میشود، میتواند نقش تعیینکنندهای در جهتگیری تحولات پیشرو داشته باشد.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
زمان:
حجم:
3.3M
🔰 تحلیلی بر میدان اقتصادی جنگ سوم تحمیلی
🔻سهم جنگ در قیمتها و ناترازیهای جدید اقتصادی چقدر است؟؟
🔻 سهم جراحی گذشته اقتصادی در قیمتهای جدید چقدر است؟؟
🔻 سهم شیطنتها در نابسامانی بازار در شرایط جنگی چقدر است ؟؟
🔻 مهمترین خط حمله دشمن در میدان اقتصادی جنگ چیست؟؟
🔻 چه اشتباهی از طرف نیروهای انقلابی در تحلیل صحنه اقتصاد نباید تکرار شود؟؟
🔻 اصلی ترین عامل در مقابله با نقشههای دشمن در عرصه اقتصاد چیست؟؟
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🎯 تجمعات و تورم!
• این روزها غیر از مشاغل آسیب دیده و تعدیل های نیروی کارگری، شاهد تورم نقطه به نقطه سه رقمی به خصوص در هزینه های اصلی خانوار یعنی خوراکی ها هستیم!
چقدرش آثار جنگ است و چقدرش آثار سیاستهای غلط پیشا جنگ(۱) یا جنگی پنهان برای تسلیم، مجال دیگری می طلبد!
❓اما نسبت تجمعات شبانه مردم با این پدیده که تاب آوری را هم تهدید می کند، چگونه باید باشد؟!
1⃣ تجمعات خیابانی نباید پاندولی و نوبتی شود!
بدین معنا که پاندول آن از «تجمعات اعتراضی دیماهی» به «تجمعات حمایت و مقاومت دوماه اخیر» برگشته و دوباره از اینجا به آن یکی برگردد!
مردم، همه مردمند! اقشار آسیب دیده و ضربه پذیرتر این شبها بیشترند!
باید در همین بزرگترین و طولانی ترین تجمعات ایران،«خاستگاه اعتراضات اقتصادی» هم لحاظ، و با «قدرت و انسجام ملی» حل شود.
⬅️ پس پرداختن درست و دقیق به خاستگاه تورم و گرانی در همین تجمعات لازم است تا انسجام ملی حفظ بماند و حضور مردم «نوبتی»( نوبت اعتراض به جای حمایت) و «طیفی»( معترض به جای مقاوم) نشود!
2⃣ حل گرانی ذیل مقاومت، طرح و طلب شود!
قاعده رعایت «امر جامع» می گوید نباید طرح مسائل جانبیِ جنگ (مثل گرانی یا حتی اداره غلط امور و...) «مساله اصلی» را به محاق ببرد!
مساله «پایان بندی جنگ رمضان» ( چه به روش نظامی، چه دیپلماسی ) مساله اصلی و امر جامع است. چگونگی حل این مساله است که تجاوز مجدد به کشور را «ممکن» یا «منتفی» می کند.
در «موقعیت نه جنگ نه صلح»، آثار زیان بار جنگ ابقا و حتی تشدید می شود!
⬅️ پس در کنار اصل قبل باید این توجه را افزود که: مسائل جانبی جنگ از جمله تورم و گرانی باید ذیل آن امر جامع و در چتر تاب آوری اقتصادی «تبیین»،«توصیه» و «مطالبه» شود؛ نه «به جای آن امر جامع» یا «مقدم بر آن»!
3⃣ نحوه مواجه با دو محور تاب آوری اقتصادی:
«تاب آوری اقتصادی» مثل بازسازی آشیانه های موشکی، لازمه حتمی جنگ است و دو محور اصلی دارد:
• محور وظایف دولت و نهادهای عمومی
• محور همیاری ها و همکاری های نهادهای مردمی
در محور اول،«نقاط سلبیِ لازم» ( مثل شوک درمانی در پساجنگ/ کاهش اقدامات دولت در تأمین اجتماعی و رفاه عمومی طبقات پایین و...) باید به شکل جدی در تجمعات مطالبه شود و مثل خطوط قرمز مذاکرات، اینها هم خطوط قرمز اداره کشور شود.
در محور دوم(بخش نهادهای مردمی و مدنی)، توجه داشته باشیم اصل این تجمعات، خودجوش و با انگیزه های الهی و میهنی شکل گرفته و می تواند بیشترین ظرفیت برای کارهای ترمیمی و تکمیلی در تاب آوری اقتصادی داشته باشد.
در اینباره برخی مراکز علمی و اندیشکده ای، ایده پردازی هایی کردند از جمله به «رویداد خانه اندیشه ورزان تهران» و «فراخوان ایده های تاب آوری اقتصادی بنیاد شیخ انصاری قم» می توان اشاره کرد.
خدا را شکر هم افزایی هایی هم بین اینها شکل گرفت. از بین ایده های متعدد، با طراحی «یک ساختار تحقق محلی و میدانی»، ایده هایی تجمیع و تکمیل شد که در «زیست بوم محله گرا» بتواند مراحل «مصرف»، «توزیع» و «تولید» را شامل می شود.
این بسته به زودی رونمایی و در ۱۰۰۰میدان و محله موجود پایلوت می شود.
قبلا هم بیان شد اگر خود این تجمعات انقلابی برای آسیب های جنگ و تاب آوری اقتصادی دست بالا نزند، کسانی با ارائه فهرست مبالغه آمیز هزینه های جنگ، نتیجه سازش می گیرند؛ چنانچه نمونه ای از آن به توئیت ترامپ مبنی بر آستانه فروپاشی هم کشید!
...........................
۱. خودِ تورم نقطه به نقطه مساله اصلی نیست، روند صعودی آن در ماه های آتی مساله اصلی است. برخی کارشناسان این تورم نقطه ای سه رقمی در خوراکی ها را نتیجه حذف ارز ترجیحی دیماه دانسته که در ماه های آتی هم خودنمایی کرده و حتی بدون پیامدهای جنگ و آسیب به صنایع بالا دستی هم صعودی خواهد بود!
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖 چرا نبویان اشتباه می کند؟
✏️به قلم
#صادق_کوشکی
.....................................
🔹استدلال آقای نبویان ( نماینده تهران) به صورت خلاصه این است که چون اجرای قانون حجاب و عفاف موجب دو قطبی می شود و به امنیت ملی آسیب وارد می کند پس به خاطر حفظ اصل نظام باید اجرای این قانون متوقف شود.
🔹مشکل استدلال ایشان این است که چند پیش فرض غلط را مبنا قرار داده است :
▪️چه کسی ثابت کرده اجرای این قانون دوقطبی می سازد ؟ دبیرخانه شورای فلان؟ پزشکیان ؟
پیش فرض مذکور صرفا یک ادعاست ! اگر کسی ادعا کند در شرایط فعلی اقتصادی،گرفتن مالیات از کسبه جزء موجب آشوب و دوقطبی می شود شما می پذیرید و حکم به تعطیل قوانین مالیاتی می دهید؟
اگر جناب نبویان قانون عفاف و حجاب را خوانده بود متوجه می شد که این قانون آن قدر ملایم و بدون سخت گیری است که درصد قلیلی از افراد بی حجابی با آن مخالفت خواهند کرد و به هیچ روی موجب مشکل در جامعه نمی شود!
▪️اشتباه دیگر نبویان آن است که هر گونه "دو قطبی" را موجب آسیب به امنیت کشور می داند. آیا مخالفت قاطع رهبر انقلاب با مذاکره با آمریکا جامعه را دو قطبی نکرده است؟ آیا این دوقطبی سازی اشتباه است و به امنیت ملی آسیب می زند؟ به نظر جناب نبویان رهبر انقلاب باید برای پیشگیری از دوقطبی شدن جامعه،تسلیم نظر کاملا غلط پزشکیان و حامیانش در خصوص لزوم مذاکره با آمریکا می شدند؟
▪️شعام هیچ مصوبه ای درباره قانون حجاب نداشته و تقلیل شورا به دبیرخانه آن، از نظر حقوقی مشکل جدی دارد! آیا تشخیص دبیرخانه می تواند موجب تعطیلی احکام الهی شود؟ مگر اختیار تعطیلی موقت احکام با ولی فقیه نیست؟ آیا رهبر انقلاب این اختیار خود را به دبیرخانه شورای فلان تفویض کرده اند؟
🔹مشکل دیگر جناب نبویان این است که متوجه اصل ماجرا نیست و سر مصداق بحث می کند. ایراد اصلی تعطیلی قانون حجاب به خاطر لجبازی پزشکیان این است که دیکتاتوری و استبداد را در پوشش پرهیز از دوقطبی سازی و حفظ امنیت ملی بازمی گرداند و نظام ج.ا.ا هم اسلامیت و هم جمهوریت خود را از دست می دهد! وقتی در ج.ا.ا حکم خدا و قانون مصوب مجلس به خاطر لجاجت یک فرد تعطیل شود آن وقت دیگر چیزی به نام جمهوری اسلامی باقی نمی ماند!
اگر این اتفاق یک بار رخ دهد یعنی منبعد هر رئیسجمهوری می تواند با استناد به اقدام پزشکیان،مانع ابلاغ و اجرای هر قانونی شود و این بدعت بدتر از به توپ بستن مجلس و جمهوریت نظام ج.ا.ا است. در حقیقت پزشکیان با این حرکت قوه مقننه را تحقیر و جایگاه آن را تقلیل داده است! قبول این اقدام خطرناک و غلط، منجر به تبدیل قوه مقننه جمهوری اسلامی به مجلس شورای عصر پهلوی خواهد شد.به فرمایش حضرت امام در نظام ج.ا.ا مجلس باید در راس امور باشد نه زیر دست قوه مجریه و رئیسجمهور!
🔹جناب نبویان نمی داند که حضرت امام به صراحت فرموده اند: اگر یک مسئول ج.ا با قانون مصوب مجلس که ریشه در اسلام دارد مخالفت کند مفسد فی الارض است!؟ این سخن را همان امامی فرموده اند که حفظ نظام را از اوجب واجبات می دانند.آیا نبویان در برخورد با اندیشه امام قائل به "نومن به بعض و نکفر به بعض" است؟
🔹از کسی مانند آقای نبویان توقع نمی رود در این شرایط اسیر بازیهای رسانه ای حاکم به فضای مجازی شده و از مسلمات اندیشه سیاسی حضرت امام و خلف صالح ایشان غفلت کنند!
🔹آقای نبویان عزیز !
نظر شما درباره عبارت"عطّل مِناحکام کتابک" در دعای عهد چیست؟ واقعا چه کسانی و با چه توجیهاتی اجرای احکام خدا در عصر غیبت را تعطیل می کنند؟
لطفا در این ایام شهرالله دقایقی بیاندیشید!نکند خدای نکرده شما هم ناخواسته در تعطیلی احکام الهی شریک شده باشید!
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖ای که دستت میرسد کاری بکن...
✏️به قلم
#ر.فرشادفر
.....................................
🔹خون پاک رهبریِ حکیم(قدِّس سرُّه)، فرصتهای متعددی از جمله فرصتی کمنظیر در دو ساحت خلق کرد:
یکی در عرصهی حقیقی و دیگری در عرصهی مجازی؛
یکی در کف خیابان و دیگری در عرصهی رسانه؛
یکی با عنوان "بعث مردم" و دیگری با عنوان "پویش جانفدا"!
🔹اولی ظرفیت خود را در بالاترین حد کیفیت نشان داد؛ چگونه؟ مردمِ فرصت آفرین، در باران، برف، سرما، زیر بمباران و...میدان را خالی نکردند و هیجانی بودن این #بعثت را نفی کردند؛ چرا که اگر این خیزش بر پایهی احساسِ صرف بود، با "محرک ترس" باید خنثی یا کمرنگ میشد! که نشد.
🔹و اما دومی؛ کارکرد شناختی و ادراکی خود را به خوبی انجام داد، مشارکت ۳۰ میلیونی در یک حرکت جمعی، تاثیر بسزایی در عرصهی جنگ شناختی آفرید و فرآیند ادراکِ "ما بیشماریم" را برای دوست و دشمن به خوبی فعال و به نتیجه رساند. الحمدالله
🔹و اما؛ میدانداران هر دو فرصت، در ادامه در استفاده از ظرفیت هردو ساحت از خود ناتوانی نشان دادند! ساحت خیابان بماند برای فرصتی دیگر. الان در مورد ظرفیتِ "جانفدا" مسئله دارم، چون امکان ارتباط فوری با اعضاء چند ده میلیونی خود و اصلاح وضعیت را دارد!
🔹مسئله چیست؟
همه میدانیم که "گرانی"های اخیر، عمدتا "ساختگی"، "مهندسی شده" و "منفعتطلبانه" است که با مدیریت "مصرف" میتوان به این خیانتِ داخلی ضربهی کمرشکنی زد، ضربهای از جنس خیبرشکنهای سید مجید!(البته بخشی از تورم هم حتما ناشی از ساختارهای نئولیبرالیستی اقتصاد ایران است که درمان دیگر میطلبد)
🔹ایده چیست؟
حتما اگر جانفداهای ۳۰ میلیونی، هر روز یک اقدام جمعیِ کوچک اقتصادی انجام دهند بازی جنگ اقتصادی را عوض خواهند کرد: امروز ۳۰ میلیون نفر برقِ کمتری مصرف کنند، فردا در مصرف سوخت صرفهجویی کنند، پس فردا نان کمتری اسراف کنند، هفته بعد خرید مرغ را که محتکارانه گران شده، یک هفته مدیریت کنند و...
🔹شهیدِ سعید، قاسم سلیمانی میگفت: "گاهی فرصتی که در دل تهدیدها هست، در خود فرصتها نیست!" متاسفانه ما نه از تهدیدها فرصت نمیسازیم بلکه گاهی فرصتها را هم به طور شایسته قدر نمیدانیم و استفادهی کافی از آن نمیکنیم!
👈حضرات مُبدع پویش جانفدا! لطفا "دل و عقل" به کار بدهید و جانفداها را برای "دفاع ادراکی، شناختی، اقتصادی و اجتماعی" به خط کنید و الا به خاطر سستی در عدم استفاده از این ظرفیت، چرخهی "لاِن شَکرتم..." الهی متوفق خواهد شد!
و الامر الیکم
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖بعثت زن محجبه انقلابی در مقدّرات اساسی، پیشران حل بی حجابی
✏️به قلم
#محسن_قنبریان
......گ
۱. امام جایگزین بی حجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود.
حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
۲. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی»(مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود.
اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
۳. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
۴. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است!
کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت!
اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
۵. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده،در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق!
بیشتر به نوعی «پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
۶. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل!
با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!
@didgahha
🔖ملت مبعوث و امتناع همراهی در بیخبری!
✏️به قلم
#علی_محمدی
........................
🔹 اول اینکه حقیقتاً در این ایام بیشتر دوست دارم ببینم و لذت ببرم و خدا را شاکر باشم تا بنویسم و حرف بزنم:
➖ من جامعهای را میبینم که برانگیخته شده است و بهیکباره با سطحی از قدرت و امکانات خویش مواجه گردیده که گویی سالیان سال از آن محجوب بوده است.
➖ من جامعهای را میبینم که بعد از گذشتن ۵۰ سال از انقلاب ۵۷ و جا افتادن این حرف غلط که «آن حال و هوا تکرارنشدنی است»، حالا حال و هوایی شبیه و حتی در مواردی قویتر از آن صفا و صمیمیت و یکرنگی و اخوت و بعثت را در خود مشاهده میکند. گوهر نهفته در خود را که شاید بهحس نوستالژیک از مرور خاطرات گذشته تمنا میکرد، امروز درخشان و سرزنده در میانهٔ وجودی خود احساس میکند.
➖ من جامعهای را میبینم که با ترس از دست دادن امام و رهبر رشید و کمنظیر خود مواجه شده است. در این بلا و مصیبت الهی، دست هدایتگر و سکینهساز و پشتیبانی را دیده و چشیده؛ دستی که هم «مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ» است و هم «جَابِرَ الْعظم الکسیر» (یعنی جوشدهندهٔ استخوان شکسته).
➖ من این جامعه را در میانهٔ موجی از شور و شعور و خون و جنون و مرگآگاهی و عزم بر زندگی میبینم؛ مفاهیمی که لااقل در ذهن بنده، سالها در کشور مصادیق مجزایی داشتند و بهندرت موردی یافت میشد که بتواند همزمان مصداق همهٔ این مفاهیم باشد.
🔹 نکتهٔ دوم اینکه کار بدینجا ختم نخواهد شد.
➖ این وضعیت تاریخساز است و إنشاءالله انقلابی در سازوکارهای تصمیمسازی و تصمیمگیری و اجرا در وزان نظام امامت و امت ایجاد خواهد کرد.
➖ این وضعیت پایهگذار الگویی جدید در مکانیزمهای مدیریت اجتماعی خواهد شد و بت بزرگی به نام «بروکراسی مدرن» را از میان برخواهد چید. نظامی انقلابی که در عین نظم و وحدت، جوهرهٔ انسانیت یعنی آزادی، کرامت و خلاقیت را هم ارج بِنِهد، بنا خواهد گذاشت.
➖ این جامعهٔ مبعوث، هاضمهٔ روحی و عقلانی خود را طلب میکند: «کثرتی در عین وحدت» و «وحدتی در عین کثرت». اگر بعد از آتشبسِ نظامی (به اصطلاح مرسوم) در خیابان رفته باشید، با پدیدهٔ دستنوشتهها و پلاکاردهایی مواجه میشوید که بیش از آنکه حاوی شعارها و پیامهای مشترک روزهای قبل باشد، حاوی اظهارنظرها و ابراز دیدگاههای خاص شرکتکنندگان است. گویی هر کسی در این رسالت و بعثت، اولویتی در راستای هدف و مقصد اصلی تشخیص داده و آن را گردن گرفته است؛ از تأکید بر حجاب و اصرار بر محاکمهٔ حسن روحانی و ظریف گرفته تا تذکر به شرافتمندانه نبودن مذاکره و خائن بودن هر کسی که تن به مذاکره با آمریکا بدهد.
در این میان، توصیه میکنم حتماً سری به «موکب هنر و رسانه» در زیر پل فردوسی در زنبیلآباد قم بزنید و حضور هنر و هنرمند در تراز جامعهٔ مبعوث را ببینید. جایی که هنرمندانی انقلابی از خطاط و کاریکاتوریست و نقاش جمع شدهاند و هرکس متن و عکس و شعاری که میآورد را با زیباترین طرحها بر پلاکاردها و مقواها مینویسند و در اختیار مردم قرار میدهند. این امکان را به همهٔ مردم با هر سلیقه و ذائقهای میدهند که بتوانند ابراز نظر و انفاذ اراده کنند.
البته همین توسعه در قدرت اجتماعی مردم در کلیشههایی که برای ماشینها هم تهیه میشود، میتواند تکرار شود. متناسب با حوادث و وقایع، کلیشههای مختلفی که منعکسکنندهٔ تنوع سلیقهٔ مردم باشد شکل بگیرد و نوشتههای پشت شیشهٔ ماشینها هم به سکوی ابراز نظر و موضع مردم تبدیل شود.
🔹 نکتهٔ سوم اینکه این بعثت و حضور، با موقعیت انفعال و انقیاد مطلق سازگار نیست. اگر مردم را در مقامی به عظمت و فخامت موسای کلیم علیهالسلام هم فرض کنیم، در «همراهیِ در بیخبری» کم میآورند؛ ولو اینکه راهبر خضر نبی علیهالسلام باشد. چه خوب خضر نبی این نکته را به موسای کلیم در سورهٔ کهف تذکر میدهد:
«قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (۶۷) وَ كَیْفَ تَصْبِرُ عَلىٰ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً (۶۸)»
(گفت: [ای موسیٰ!] تو هرگز نمیتوانی بر همراهی من شکیبایی ورزی. و چگونه میتوانی بر چیزی که به آن احاطهٔ علمی نداری شکیبایی ورزی؟)
دربارهٔ این نکته باید بسیار تأمل کرد و نوشت. وقتی کسی برانگیخته میشود، خود را مُشارِک و سهیم در امور قلمداد میکند. به جزئیات حساس میشود. به کوچکترین اموری که انحراف تشخیص میدهد واکنش تند نشان میدهد. توقعش بالا میرود و بهطور طبیعی صبرش کمتر میشود. اینجاست که کار رهبران و والیان سختتر میشود. باید در میانهٔ تعامل و گفتگوی شفاف با مردم و اقتضائات پیچیدهٔ زمان جنگ و ناپایدار بودن وضعیتها و جلوگیری از دهنلقیها و درز اطلاعات، به نقطهٔ تعادلی برسند که ظاهراً هنوز تا آن نقطه فاصله داریم. (در اینباره بیشتر مینویسم ان شاء الله)
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه
👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖اطلاقگرایی، نقطه مقابل تفاهم دولت و ملت
✏️به قلم
#علی_محمدی
...............
🔹در یادداشت ملت مبعوث و امتناع همراهی در بیخبری! نوشتم: «وقتی کسی برانگیخته میشود، خود را مُشارِک و سهیم در امور قلمداد میکند. به جزئیات حساس میشود... توقعش بالا میرود و بهطور طبیعی صبرش کمتر میشود. اینجاست که کار رهبران و والیان سختتر میشود.»
در این میان، دو خط «اطلاقگرا» وجود دارد که هر یک بهنحوی ماجرای تفاهم ملت و دولت را که حضرت امام (ره) آن را در رأس برنامههای نظام اسلامی میدانستند، به محاق میبرد. حضرت امام (ره) در ۳۰ خرداد ۱۳۵۸: «در رژیم اسلامی شاید در رأس برنامه، همین تفاهم مابین دولت و ملت باشد. یعنی نه دولت خودش را جدا میداند و بخواهد تحمیل بکند و مردم را تهدید بکند، ارعاب بکند، اذیت بکند؛ و نه مردم در صدد این بودند که دولت را تضعیف بکنند یا فرار بکنند از مقررات دولتی.»
1️⃣ جریان «اعتماد مطلق»:
خط اول معتقد است که مسئولان نظام نباید تضعیف شوند. ایشان میگویند درست است که در برههای از زمانها، چه در دولت اصلاحات و چه در دولت سازش، دولتها به دنبال ایجاد حاکمیت دوگانه در برابر نظام ولایتفقیه بودند، ولی جملات رهبری چه در دوران شهید رئیسی و چه در دوران ریاستجمهوری دکتر پزشکیان، دلالتی بر این دوگانگی ندارد. ما امروز با مجموعهای از کارگزاران مواجه هستیم که علیرغم اختلافنظرها و سلیقههای طبیعی، از یکپارچگی برخوردارند و تحت راهبری ولیفقیه حرکت میکنند.
توصیه اصلی این جریان به مردم این است که به مسئولان کشور اعتماد کنید و با طرح انتقادات علنی یا پافشاری بر جزئیات، اقتدار نظام و تمرکز تصمیمگیران را مخدوش نسازید. این نگاه، «حمایت» را در «سکوت و واگذاری امور» معنا میکند و معتقد است در شرایط حساس کنونی، هر نوع پرسشگریِ جدی ممکن است به تضعیف جبهه خودی بینجامد؛ لذا شاید بتوان گفت مهمترین پیشنهاد ایشان «اعلام تبعیت» محض به منظور نمایش وحدت در برابر دشمنان است.
2️⃣جریان «بدبینی مطلق»:
خط دوم، در نقطه مقابل، جریانی است که بنا را بر «پیشفرضِ خیانت» یا حداقل «وادادگی مسئولان از سر ترس» گذاشته است. این جریان که عمدتاً از تجربههای تلخ تاریخی (از جمله ماجرای حکمیت در جنگ صفین) تغذیه میکند، معتقد است مسئولان و فنسالاران (تکنوکراتها) همواره در معرض لغزش، معامله بر سر آرمانها و عقبنشینی از اصول هستند. ایشان با یادآوری وقایعی چون تحمیل قطعنامه ۵۹۸ به حضرت امام (ره) یا خسارتهای برجام، نتیجه میگیرند که نباید حتی برای لحظهای چشم از مسئولان برداشت و از احتمال لغزش آنها غفلت کرد.
توصیه این جریان به مردم این است که «نباید صحنه را خالی کرد»؛ نباید کارکرد تجمعات مردمی را صرفاً به اعلام تبعیت تقلیل داد، بلکه باید «نظارت و مطالبه» تند را در دستور کار قرار داد تا با پرهزینه کردن اشتباهات مسئولان خطاکار یا ترسو، از تصمیمسازی غلط و تحمیل آن بر ولایتفقیه جلوگیری شود. مهمترین پیشنهاد این جریان، «اعلام وفاداری و آمادگی برای جانفشانی» به منظور ایجاد بسطید برای ولیفقیه در برابر مسئولان است.
🔹 محاقِ تفاهم و تأکید بر یک طرف ماجرا
هر دو جریان مذکور، علیرغم تضاد ظاهری، در یک نقطه به هم میرسند: «حذف تفاهم و عقلانیتِ مشارکتی».
➖ جریان اول، با «اطلاقِ اعتماد»، چشمبستن را ترویج کرده و عملاً جامعهی مبعوث را به سمت انفعال و «سیاستزدایی» میبرد؛ چراکه برای جامعهی مبعوث، یا باید «اشراف و خبر» بیاوری تا صبوری کند، یا باید او را از حسِ بعثت دور کنی تا نسبت به امور کشور بیتفاوت شود.
➖ جریان دوم، با «اطلاقِ بیاعتمادی»، امکان هرگونه «طراحی چندسطحی در حکمرانی» را از حاکمیت میگیرد و با طلبِ شفافیت در همه چیز و همه سطوح، جامعه را به سمت التهاب دائمی سوق میدهد؛ چنانکه در این چند روز دیدیم عدهای از دکتر عراقچی درخواست داشتند اجازهنامه مکتوب سفرش به پاکستان را منتشر کند تا معلوم شود با اذن ولیفقیه بوده یا سفر معصیت!
🔹خلاصه اینکه: این دو نگاهِ اطلاقگرا، در عمل یا به «سیاستزدایی از جامعه» منتهی میشوند یا به «التهاب همیشگی و شکاف اجتماعی».
بدترین حالت این است که در میان دعوای این دو جریان، مردمی که با اصول ایمانی پای نظام ایستادهاند، در میان «سکوت تبیینی» متصدیان امر، مجبور شوند صرفاً از روی تحلیلِ رفتارهای ظاهری، حقانیتِ مسیر مسئولان را احراز کنند. تفسیربردار بودنِ افعال، ذهن جامعه را چندپاره میکند و روایتِ فعلِ مسئولان را به دست پروپاگاندای دشمن میسپارد. این «عدم تبیین» و «بیخبری»، زمینه نفوذ «نبأ فاسق» را مهیا میکند؛ آنجاست که دشمن در «جنگ شناختی»، آنچه را در میدان نظامی و اقتصادی به دست نیاورده، درو خواهد کرد.
(انشاءالله نقطه تعادل در تفاهم میان دولت و ملت را توضیح خواهم داد...)
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه
@didgahha
🔰 سلسله یادداشتهای حجتالاسلام علی محمدی؛ مدیر مدرسه علم نوین اسلامی (معنا)
با محوریت:
ملت مبعوث؛ نحوه تعامل بین مردم و مسئولین و همچنین سازوکارهای تفاهم در نظام امامت و امت
یادداشت اول:
[ملت مبعوث و امتناع همراهی در بیخبری]
یادداشت دوم:
[ اطلاقگرایی، نقطه مقابل تفاهم دولت و ملت]
یادداشت سوم:
[ساز و کار تفاهم در نظام امامت و امت]
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha
🔖سیاستِ گزینشیِ همبستگی: چرا صدای فمینیسم غربی در برابر جنگ خاموش است؟
✏️به قلم
#سمیه_توحیدلو
.....................................
✊ دکتر سحر مرانلو هفته گذشته مقالهای را در الجزیره منتشر کرده که برگردان آن در اخبار روز منتشر شده است. فایل ترجمه این مقاله را در فرسته بعدی قرار خواهم داد. مرانلو پرسشی بنیادین و تکاندهنده را پیش روی وجدان بیدار جامعه جهانی و بهویژه جریانهای فمینیستی غربی قرار میدهد: «چرا شبکههای حمایتی که در سال ۲۰۲۲ با تمام قوا پشت اعتراضات زنان ایران ایستادند، امروز در برابر کشتار همان زنان و دختران در شعلههای جنگ سکوت کردهاند؟».
✊ نقطه عزیمت مرانلو، فاجعه هولناک حمله موشکی به مدرسه دخترانه در «میناب» است؛ جایی که بیش از ۱۶۵ کودک، عمدتاً دختران خردسال، در کلاسهای درس خود زیر آوار مدفون شدند. او با ظرافتی دردناک اشاره میکند که این کودکان نه بر اثر تصادف، بلکه هدف خشونت عریانی قرار گرفتند که آیندهشان را در میان نیمکتها و کتابهایشان دفن کرد. با این حال، این کشتار برخلاف اعتراضات علیه حجاب اجباری، خشم جهانی فمینیستی را برنینگیخت.
مرانلو استدلال میکند که این تضاد، تصادفی نیست؛ بلکه نشاندهنده یک «منطق استعماری» در توزیع توجه فمینیستی است. از نظر او، بدن زن ایرانی تنها زمانی برای غرب «خوانشپذیر» و شایسته همبستگی است که در قابِ آشنایِ «رهایی از پدرسالاری دینی» بگنجد. به عبارت دیگر، فمینیسم غربی زمانی بسیج میشود که خشونت را بتوان به «سنت عقبمانده» یا «سرکوب مذهبی» نسبت داد. اما وقتی پای خشونت امپریالیستی و قدرتهای مورد حمایت غرب به میان میآید، این توجه به شکلی الگووار عقبنشینی میکند.
✊نویسنده این سکوت را «تولیدشده» و آمیخته به مصلحتسنجیهای نهادی و سیاسی میداند. بسیاری این خاموشی را با این بهانه توجیه میکنند که مخالفت با جنگ ممکن است به سودِ حکومتِ مستقر تمام شود. مرانلو این استدلال را یک «طفرهروی سیاسی» مینامد و تأکید میکند که وظیفه یک فمینیسم اصولی، ایستادگی همزمان در برابر «خشونت امپریالیستی» و «حاکمیت اقتدارگرا» است.
✊در نهایت، مرانلو هشدار میدهد که اگر فمینیسم نتواند با همان صراحتی که علیه قوانین پوشش سخن میگوید، علیه کشتن دختران در کلاس درس نیز موضع بگیرد، ادعای جهانشمولیاش از هم فرو خواهد پاشید. او یادآوری میکند که جنگ هرگز بیطرف نیست و زنان و کودکان نه قربانیانِ اتفاقی، بلکه اهداف اصلی آن برای پاک کردن یک نسل هستند. این یادداشت، فراخوانی است برای دیدنِ رنجهایی که در سلسلهمراتبِ دیدهشدن، به عمد نادیده گرفته میشوند؛ رنجِ مادری که شبها کنار گورِ دخترش در میناب بیدار میماند، در حالی که جهان نگاهش را از او دزدیده است.
┄┄┅••=✧؛❁؛✧=••┅┄┄
لینک کانال دیدگاه در پیام رسان ایتا
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://eitaa.com/didgahha