من چیزهایی شنیدم؛
متاسفم، ولی بله کرده .
از دقت بالاتون خوشم اومد .
بفرمایید اینم محتوای شاتی ك
نرجیس ِ نازم روش ریپ زده ..
تولدش توی تشییع آقا بود و ما
همه تھران و درگیر بودیم 🤍 .
من چیزهایی شنیدم؛
با سلام به اهل بیت و شھدا شروع کرده روزش رو .. صبونه ی مورد علاقه ی بابا رو درست کرده ك نبود ِ مامان
به گلدونام به یاد لب تشنهی آقام و رهبرم
آب دادم و باز اومدم گل بکارم و لذت زندگیو
لمس کنم . . 🪴
من چیزهایی شنیدم؛
به گلدونام به یاد لب تشنهی آقام و رهبرم آب دادم و باز اومدم گل بکارم و لذت زندگیو لمس کنم . . 🪴
تکیه گاھ آوردم برا قد و بالاش . 🤍
من چیزهایی شنیدم؛
بابااا اومد برم ناهار .. ما بقیش برای بعد ؛ خادمی هم برای بعد از ناهار منتظرمه 🤍 ! خدانگھدار حیات خ
ما بقیش برای بعد .. باید ریشه بزنن .
با کمك ِ بابا امروز خونهی جدید دادیم
به گلها و گلهای جدید برام آورد ..
من چیزهایی شنیدم؛
یھو چشمم بھش خورد دیروز بھش قول ِ خونه جدید داده بودم به شرط اینك زود خوب و قوی بشه .
اعتراف میکنم توقع این ریشه رو نداشتم
همش میگفتم عذر میخوام ك دردت میاد
ببخشیددد . عادت دارم با صدای بلند با
گلهام صحبت کنم ولی یه مدت زیاد ازشون
غافل شده بودم متاسفم برا خودمم .
من چیزهایی شنیدم؛
یھو چشمم بھش خورد دیروز بھش قول ِ خونه جدید داده بودم به شرط اینك زود خوب و قوی بشه .
خونهی جدید مبارك ؛ همسایه های خوبی
باشین برای هم انگور خانم .
من چیزهایی شنیدم؛
خونهی جدید مبارك ؛ همسایه های خوبی باشین برای هم انگور خانم .
زمان:
حجم:
480.4K
وقتی رنگ و روح بدی به باغچهت
پرندهها مھمون ِ باغچهی آب و گِل
شدت میشن . .
ـ با این زیر صدا دارم خادمی میکنم
و کاملا مست کنندھ و لذت بخشه .