eitaa logo
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
248 دنبال‌کننده
134 عکس
33 ویدیو
0 فایل
« تراوشات ذهنیِ یک ارزشیِ علاقه‌مند به سینما و عکاسی » https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1wg907f&btn=دکوپاژ
مشاهده در ایتا
دانلود
بله هم چنل زدم، اونجا راحت‌تره خواستید بیاید اونور https://ble.ir/dilogx
« اسرائیل، آدرس‌های داده شده توسط اینترنشنال در ایران را هدف قرار می‌دهد :)) » چقدر باید بی‌شرف باشی چقدددرررر؟ یعنی توی خانوادتون حتی یدونه بچه‌هم نیست که ببینی چطور موقع انفجار میترسه و گریه میکنه که شاید یه‌ذره دلت به رحم بیاد؟ نه البته از آدم حروم لقمه نمیشه انتظار داشت مگه اونا مردمت نیستن؟ مگه اونا هم‌وطنت نیستن؟ وطن.. کلمه غریبیه برات نه؟ یه‌سری جوونِ پاک و مخلص خانواده و عزیزترین کساشونو به دست خدا سپردن و خودشون سینه سپر کردن برای این وطن، که شاید اگه اونا نبودن همون موشک‌هایی که بهشون آدرس میدی رو سر خواهر و مادر خودت می‌ریختن ولی حیف که نمیفهمی حیف.. داغ نکشیدی که بفهمی.. باور کنید تو قطره به قطره‌ی خون‌هایی که ریخته میشه شریکید..
ما هم همینطور آقا پسر ۹ ساله :) - ولی من شاید تا آخر دنیا اینجوری باشم :))
آقا سید مجتبی خامنه‌ای؛ مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود :)
هدایت شده از  حاد ✊🏻 ننه‌قاسم
گفتم: "خانم، این دو انگشتی علامت پیروزی ما نیست. حرف v یکی از حروف انگلیسی است: حرف اول کلمه‌ی ویکتوری. ویکتوری یعنی پیروزی. مال آمریکایی‌هاست. علامت پیروزی ما ایرانی‌ها، مشت گره کرده است." 📚 از کتاب لحظه‌های انقلاب پ‌.ن: من به فدای دستان گره کرده‌ی شما به هنگام شهادت... مظلوم مقتدر... آقای شهید ما 💔 از امشب، نشانه پیروزی ما درخیابان، مشت های گره کرده باید باشد. 💫
پیرزن که چروک‌های دست و صورتش گواه می‌دادند سنی ازش گذشته و عمرشو تو این راه گذرونده، توی مشتش محکم چادرش رو گرفته بود، انگار که داره مهم‌ترین کار دنیا رو انجام می‌ده؛ جلوی چاله وایستاده بود و به هرکس که می‌خواست نزدیک شه می‌گفت « مراقب باشید اینجا چاله‌ست، حواستون باشه » جمعیتِ همه کسایی که برای راهپیمایی روز قدس اومده بودن ازش گذشتن و رفتن و اون‌هنوز اونجا بود تا مبادا کسی ناخواسته تویِ چاله بیفته، آره اون داشت مهم‌ترین کار دنیا رو انجام میداد، اون داشت برایِ همه کسایی که اونجا بودن مادری می‌کرد..
باقالی و لبوی داغ را روبه‌رویمان گرفت و با تشکری ظرف را مقابل خودم گذاشتم، رو به آقایِ باقالی فروش کردم و گفتم « راستش ما دلمون باقالی نمی‌خواست فقط چون پرچم ایران و عکس آقارو زدید ازتون خریدیم، دستتون درد نکنه » مرد، انگار که دوباره داغش تازه شده باشد مکثی کرد و بعد با بغض شروع کرد به حرف زدن « من سه تا بچه‌ دارم، هرازگاهی پول مدرسشون رو هم حتی نمی‌تونم بدم، اما زیر همین پرچم بزرگ شدم.. شغلِ دیگه‌ایم ندارم همینجا فقط رویِ چرخ باقالی می‌فروشم همشونو دوست داشتم؛ حاج قاسم، اقای رئیسی، ولی رهبرمون یچیز دیگه بود این رهبر جدیدم خیلی دوست دارم. باور کن پنج نفریم تو خونه هر روز که از خواب بیدار میشم فقط از ته دل دعا میکنیم اسرائیل نابود شه و از رویِ زمین محو شه، امیدوارم اقا سید مجتبی مختار زمانه شه، به اینا رحم نکنه همشونو نابود کنه اینا باید از رویِ زمین محو شن و بعدم به دست همین رهبر پرچم انقلاب به امام زمان برسه » بله آقایِ باقالی فروش ماهم امیدواریم، خیلی امیدوار.. - ۱۴۰۴.۱۲.۲۳ 📚
امسال راهیان نور نتونستم برم، ولی حالا گوشه گوشه‌ی شهرم راهیان نوریه برای خودش..