eitaa logo
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
250 دنبال‌کننده
134 عکس
33 ویدیو
0 فایل
« تراوشات ذهنیِ یک ارزشیِ علاقه‌مند به سینما و عکاسی » https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1wg907f&btn=دکوپاژ
مشاهده در ایتا
دانلود
چندتا پسر نوجوون جلو اومدن و یه قاب عکس گذاشتن بین مزار شهید سپهر محمدی و مهدی حسنی، جلوتر رفتم عکس دوتاییشون باهم بود، تا اخرشم همو تنها نذاشتن..
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه تو شورِ مراسم و سینه‌زنی بودن اما اون محو چیزِ دیگه‌ای بود؛ داشت زیرلب با عکسش حرف میزد، دلش تنگ میشد عکسو بغل میکرد و دست می‌کشید روش و برا جاموندگی خودش حسرت می‌خورد..
سلام استفاده از روایت و متن شما چطوریه؟رضایت دارید ؟ که متن و روایت شما تو کانال دیگه ای گزاشته بشه ؟با ذکر نام شما باشه ؟ به قول بچه شرایط کپی چیه - سلام علیکم، بله راحت باشید ذکر نام باشه بهتره؛ یه صلوات برا ظهور آقا بفرستید و برای عاقبت به‌خیر‌ی‌م دعا کنید
هدایت شده از دالانِ خیال🦢
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀•°مادر شهیدان بهشتی‌نژاد: بو منیم بالالاریمردی باخ (این بچه‌های منه، نگاه کن)
اگه که حرفی بود هستم در خدمتتون؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1wg907f&btn=دکوپاژ
جمعیت هر لحظه بیشتر می‌شد نفس کم آورده بودیم، مداح ذکر یا حسین می‌گفت و مردم هم تکرار می‌کردند، بین ذکر گفتناش هرچند دقیقه یک‌بار می‌گفت « برید عقب لطفا، برید عقب بزارید حاج‌آقا بیان تلقین بخونن برید عقب » همینطور که سیل جمعیت تو هیاهو بودن، از داربست‌هایی که روشون عکس رفیقاشونو زدن بودن بالا رفتن، برای دیدن مجبور بودن رو پنجه‌های پاشون وایستن و هر لحظه ممکن بود تعادلشون رو از دست بدن و بیفتن، سرشونو تکیه میدادن رو داربست و گریه میکردن، زیرچشمی نگاه میکردن نمی‌خواستن تا لحظه آخر دست از دیدن رفیقاشون بکشن..دیگه قرار نبود رفیقاشونو ببینن..
هدایت شده از وضعیت سفید ☫
این شب ها مزار شهدا عجیب شده انگار همه با خودشون قرار گذاشتن آخر برنامه ها و کارهاشون ختم به اینجا بشه نوجوون موتوری که صورت خسته ای داره بسیجی که از ایست بازرسی اومده خانوم های که از موکب پذیرایی اومدن خانواده ها یکی با پرچم یکی با دسته گل انگار این شهدا رفتند تا محل قرار آخر شب مجاهدان میدان باشند