من با نوجوانان زندگی میکنم
حقیقتا هیچ دورهای برای من لذتبخشتر از دورههای نوجوانان نیست.
این تابستان هم دوباره قصد دارم با نوجوانان مشق داستان کنم.
در این دوره نوجوانان عزیز در دو گروه عضو میشوند. بکی گروه ارسال تکالیف و یکی گروه کتابخوانی و تکالیف منظم برای فراگیری داستان و فهم درست از داستان خواهند داشت.
.
آیدی برای ثبت نام در بله:
@amnesmaeeli
از: اجرائیل شماره 19
به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ)
یک اَبَرحافظیل را مامور کردم تابوت پیکر قائد شهید را بغل کند. اولین بار بود که پیکر روی دست جمعیت می رفت و هر لحظه ممکن بود برای تبرک و تیمن تکه پاره اش کنند! به مردم حق می دادم. چون حتی فرشته های مقیم حرم هم سر اینکه بالهایشان را به تابوت بمالند، با هم رقابت می کردند. همان طور که توی صف بودند، نورپردازی مراسم را هم به عهده شان گذاشتم. گفتم باریکه نوری در حیاط بسازند که پیکر از بین آن عبور کند تا فیلم های مراسم قشنگ تر شوند. علمای فقید نجف هم پشت تابوت راه می رفتند. آیت الله قاضی طباطبایی، مرعشی نجفی، سیدمحمدباقر صدر، آیت الله حکیم و بقیه شان. برای خوشامد گویی رفتم بالای سرشان و شنیدم به هم می گویند: «اگر همان نوزده سالگی به حرف دلش گوش کرده و توی نجف مانده بود حالا حداکثر شبیه ما شده بود. ولی وقتی به حرف پدرش گوش داد خدا به وجودش برکت بیشتری داد.» پیکر روی موج خروشان مردم به ضریح امیرالمومنین رسید و دورش چرخید. من هم همراهش و هم جهت با فرشته های الهی در عرش چرخیدم. کاش مردم هم می توانستند لبخند دلنشینی که روی صورت امیرالمومنین نشسته بود را ببینند. بعدش میلیون ها نفر بر پیکر قائد شهید یک کشور دیگر نماز میت خواندند. جناب حشرائیل! فرشته های محتسب می پرسند: «ثواب نمازهای خارج از ایران هم شبیه ایران محسوب می شود؟ تعدادشان چه طور؟ آدم های این نماز را به نمازهای قبلی اضافه کنند یا به تفکیک شهر حساب کتاب کنند؟» نماز که تمام شد، پیکر را از صحنی خارج کردند که چند ماه پیش نماینده قائد شهید برای افتتاحش آمده بود. دم در موقع خروج، حضرت فاطمه زهرا ایستاده بود کنار صحنی که به نام خودش بود و برای پیکر آیت الکرسی می خواند. امیرالمومنین هم برای بدرقه تشریف آوردند و کنار حضرت زهرا ایستادند. پسرشان بر دست ها می خرامید و دور می شد.
#تشییعازمنظرآسمان
#گزارشهایلورفته
#فرشتههایخیالی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
ای کسی که هرچه صبر کنیم دوران حکومتش تمام نمی شود!
ضمن صلواتی بر محمد و آل محمد،
بند مجازاتت را از گردن های ما باز کن!
يَا مَنْ لَا تَنْتَهِي مُدَّةُ مُلْكِهِ
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
وَ أَعْتِقْ رِقَابَنَا مِنْ نَقِمَتِكَ
#دعایپنجمصحیفه
#باکلمههایکسیکهزینالعابدینبود
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
از: اجرائیل شماره 20
به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ)
فکر می کردم بیاییم عراق کارمان کمتر می شود. به گمانم بیشتر هم شد. به کاتبیل ها گفتم بگردد شعارهای روی پلاکاردها را هم ذکر و عبادت بنویسد برای کل مردم عراق. فرقی نمی کند «یا امام المستضعفین» نوشته باشند یا «هلا بجتیک! یا مذل الآمریکا و تطبیع!» و «النصر آت لامحاله» محافظیل ها را از روز قبل فرستاده بودم با سواری و ون و اتوبوس هایی که از سراسر کشور عازم نجف و کربلا بودند، همراه شوند. گفتم برای آنهایی که رایگان می آورند تا مقصد تسبیح و صلوات بفرستید. چند صدهزار فرشته هم فرستادم قلوب مشتاق زن های در خانه مانده را آرام کنند. ازدحام مردانه خیابان ها و عرف و فرهنگشان آنها را در خانه نگه داشته بود. اما اشتیاق را که نمی شود پنهان کرد. راه پیدا می کند از قلب و می رسد به چشم ها و اشک می شود جلوی تلویزیون. گفتم ثواب آن اشک ها را شبیه اشک بر امام حسین حساب کنند. برای اینکه کارمان زیادتر نشود می خواستم به دل مسئولین برگزاری بیندازم که پیکر قائد شهیدشان را به صورت هوایی از نجف به کربلا منتقل کنند. اما فرشته های رغائب آمدند و مانع شدند. گفتند: «قائدی که در تابوت است میل داشته در مشایه قدم بردارد. خدا به ما ماموریت داده این آرزویش را برآورده کنیم.» در برابر دستور خداوند که اراده ای نداشتم. ماشین راه افتاد و به کندی به سمت کربلا حرکت کرد. چندین بار در مسیر مردم عشیره های مختلف جلوی راهش را سد کردند و عزاداری کردند. به کاتبیل ها گفتم این حرکتشان را طوری ثبت کنید که برای نسل و ذریه شان هم خیر و برکت داشته باشد. چند میلیون نفر در کربلا ایستاده در گرما منتظر رسیدن ماشین پیکرها بودند و ماشین هنوز به ورودی شهر نرسیده بود. فرشته های محوکننده را فرستادم که غرها را قبل از اینکه کاتبیل ها بنویسند محو کنند. دست خالی برگشتند و گفتند: «کسی غر نمی زد» وای! چه زود به مردم ایران عادت کردم!
#تشییعازمنظرآسمان
#گزارشهایلورفته
#فرشتههایخیالی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از قرارگاه ربیون
روایت فتح سیاسی.pdf
حجم:
5.8M
♨️ انتشار کتابچه «روایت فتح سیاسی»؛ تحلیلی بر دستاوردهای مقاومت و شهادت
در شرایطی که جبهه استکبار با ترور، فشار و عملیات روانی به دنبال ایجاد ناامیدی و توقف در حرکت جامعه اسلامی است، تبیین پیروزیهای جبهه حق و بازخوانی دستاوردهای خون شهدا، یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ بصیرت است.
🔻کتابچه «روایت فتح سیاسی»، با نگاهی جامع و ایدئولوژیک به بررسی برکات مقاومت در مسیر انقلاب میپردازد و به این نیاز اساسی جامعه پاسخ میدهد.
☑️ این اثر با بررسی دقیق پنج ساحت کلیدی، به تحلیل موضوعات زیر میپردازد:
▪️ساحت رهبری: تبیین ظرفیتسازی شهادت، گذار آرام و تثبیت رهبری جدید بدون التهاب سیاسی، و تسریع در افول نظام سلطه.
▪️ساحت مردم: بررسی کنشگری مردم در سطح حکمرانی، افزایش بصیرت عمومی و تثبیت بیاعتمادی به آمریکا.
▪️ساحت رجال سیاسی: اهمیت سادهزیستی، جهاد با جان و مال، و ایستادگی مسئولین در میدان مبارزه.
▪️ساحت استکبار جهانی: تحلیل مرگ تدریجی باطل، انزوای سیاسی دشمن و شکلگیری نفرت جهانی علیه مستکبران.
🔻این کتابچه، روایتی است از طلوع یک ابرقدرت جدید به نام ایران و الگو شدن نظام جمهوری اسلامی در مسیر استقلال و دیپلماسی انقلابی.
🔴 قرارگاه ربّیون
https://eitaa.com/rebbion_ir
از: اجرائیل شماره 21
به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ)
ما قرار بود هشت صبح فردا مشهد باشیم و ماشین با چند ساعت تاخیر تازه به ورودی کربلا رسیده بود. می خواستم برای افزایش سرعت کاروان فرشته های بازدارنده را جلوی ماشین بچینم که مردم را بتارانند و راه را باز کنند. باز هم فرشته رغائب مزاحم کارمان شد. گفت: «قائد دوست نداشته کسی مردم را براند. دوست داشته با قدم های کوتاه سمت حرم حرکت کند و با تنی خسته به آغوش اربابش برسد.» مردم عراق هم که هیچ عجله ای نداشتند. سر صبر جلوی ماشین می ایستادند و یزله می کردند. یکی می گفت: «لو هیج لو ماکو عمامه» و بقیه با هم همین را می خواندند و به سبک عزاداری خودشان بالا پایین می پریدند و توی سرشان می زدند. بین آن همه مرد عرب یک زن ایرانی ایستاده بود و توی گوشی اش معنی عبارت را جستجو می کرد. وقتی خواند: «عمامه یا باید این طوری باشد و یا اصلا نباشد.» گریه کرد و اشک هایش با عرق روی صورتش قاطی شد. زن های کمی هم که گوشه خیابان از اماره و کرکوک و بصره و لبنان آمده بودند، با آن همه عبا و روسری و چادر عرق کرده بودند. به فرشته باد گفتم: «دمای هوا را کمی پایین تر بیاور! مردم هلاک شدند از گرما و ازدحام و معطلی.» گفت: «اجازه ندارم. همان طور که روز عاشورا اجازه نداشتم این مکان را خنک کنم.» جناب حشرائیل! امروز هیچ کس به حرفم گوش نداد. کیلومترها جلوتر از کاروان پیکر، موکب ها «مای بارد» می دادند و جارو به دست ها مسیر کاروان را تمیز می کردند و پلیس ها زنجیره انسانی و طنابی برای جلوگیری از هجوم مردم درست کرده بودند و همه برای استقبال از کاروان دقیقه شماری می کردند. هرچه به اخباریل ها گفتم طولانی بودن زمان رسیدن کاروان را یک جوری به مردم برسانند، امتناع کردند. کاتبیل ها بدون اینکه از من بپرسند به ازای هر دقیقه معطلی برایشان ثواب دو رکعت نماز در حرم می نوشتند. خسته و سرخورده آمدم چرخی در حرم ها بزنم تا مثل همیشه مشکلاتم حل شود. هر چه از ابتدای شارع ابومهدی المهندس به سمت حرم ها رفتم تراکم جمعیت بیشتر شد. در بین الحرمین مردها عکس نوه خردسال قائد را گرفته بودند و هوسه می خواندند: «ماکو تابوت عگدها...» یعنی که «هیچ تابوتی اندازه ش نبود!» اشک ها و به سر زدن هایشان واقعی بود. خوب شد آن تابوت کوچک همراه کاروان نمی آمد. وگرنه که قلب این مردها با دیدنش می ایستاد.
#تشییعازمنظرآسمان
#گزارشهایلورفته
#فرشتههایخیالی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این گزارش فرشته ها رو می خونید یا من برا خودم می نویسم؟😭😭😭
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
از: اجرائیل شماره 22
به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ)
چه خوب که ساعت تشییع مشهد را از هشت صبح فردا به دو بعد از ظهر تغییر دادند. وگرنه که تابوت حتی توسط فرشته ها هم به برنامه مشهد نمی رسید. ساعت دو و نیم بامداد کاروان به حرم سیدالشهدا رسید و غلغله ای در زمین و آسمان رخ داد. یک گروه کر از فرشته ها آمده بودند و به خاطر علاقه قائد شهید برایش شعر فارسی می خواندند: «خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد- آرزومند نگاری به نگاری برسد» شصت و نه سال دوری و اشتیاق در آن لحظات سحر داشت به وصال می رسید. گروه کر شعرهایش را چند دقیقه یک بار عوض می کرد و با هر کدامشان لبخندی روی صورت اشک آلود قائد شهید می نشست: «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند- واندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند» و «ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند- هرآنکه خدمت جام جهان نما بکندـ» حضرت سیدالشهدا و هفتاد و دو یارش به استقبال کسی آمده بودند که چهارده قرن بعد از خودشان شبیه خودشان شهید شده بود. در اوج حقانیت و مظلومیت به دست اشقی الاشقیا و همراه خانواده. فرشته های مقیم حرم مراسم استقبال را به عهده گرفتند و کار از دست ما خارج شد. تابوت روی دست مردم به سمت ضریح می رفت و گاهی هم از دست ها پایین می آمد و دوباره بالا می رفت. اگر بودم نمی گذاشتم پرچم ایران دور تابوت کنده شود. فکر کنم آن هم کار فرشته رغایب بود که به خاطر دل قائد کاری کرد تابوت را عریان به پیش ارباب بی کفن برسانند. طواف شش گوشه با پس زمینه صدای ذکر و گریه ملائک و ناله شیطان انجام شد و روی دست های مردم بین الحرمین به حرم حضرت عباس رسید. گروه سرود ملائک زودتر رسیده بودند و میخواندند: «جسم تو کامل است ناقص نیست- می دهد عطر یک سبد گل یاس- دستت اما حکایتی دارد- رحم الله عمی العباس» گونه های قائد شهید از خجالت سرخ شد. مداح هم پشت میکروفون با غیظ می گفت: «اتوجّه یا عباس! هذا حرسک» علمدار کربلا جلو آمد و پرسید: «علم را به که سپردی و آمدی سردار؟» قائد شهید همان طور که سرش پایین بود گفت: «مجتبی هست. نگه می دارد ان شاالله.» بالاخره اخم های عباس باز شد و با لبخند گفت: «خدا نگهش دارد.» همه ملائک آسمان آمین گفتند.
#تشییعازمنظرآسمان
#گزارشهایلورفته
#فرشتههایخیالی
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
▪️ مراسم بزرگداشت امام مجاهد شهید در مصلای تهران از سوی رهبر معظم انقلاب؛ سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹
📢 دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیهای از برگزاری مراسم بزرگداشت قائد شهید امّت در تهران از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی خبر داد.
📩 متن این اطلاعیه، به شرح زیر است:
✍🏼 بسم الله الرّحمن الرّحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.
▪️با سلام و صلوات به پیشگاه حضرت ولی عصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف، تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران باوفای ایشان، تعزیت مجدد به مناسبت شهادت قائد عظیمألشان انقلاب اسلامی حضرت آیتاللهالعظمی سیّدعلی حسینی خامنهای (قَدَّسَ اللهُ نفسَهُ الزَّکیة) و اعضای خانواده عزیز ایشان و همچنین با خضوع و خشوع در برابر عظمت و شکوه تاریخی ملت مبعوث شده در بدرقه آقای شهید ایران، به اطلاع دلدادگان امام مجاهد شهید میرساند، مراسم بزرگداشتی از جانب رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای(مُدَّ ظلُّهُ العالی) روز سهشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در شبستان مصلای امام خمینی(ره) تهران برگزار خواهد شد.
▪️بیشک حضور مردم عزادار و مبعوث شده در این مراسم، تأکید دوبارهای بر عهد و پیمان ناگسستنی برای ادامه راه خامنهای شهید و بیعت مجدد با خلف صالح آن امام شهید خواهد بود.
دفتر مقام معظم رهبری
📆۲۱ تیر ۱۴۰۵
💻 Rahbar.ir
476.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از صفحهاش اسکرین بگیرید
ببینید کدوم وصیت رهبر شهید
براتون میاد 💔
توصیهشون به شما چی بود؟
@mahlimaan
برا من این اومد😭😭
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan