eitaa logo
دیمزن
4.7هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
975 ویدیو
29 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از قرارگاه ربیون
روایت فتح سیاسی.pdf
حجم: 5.8M
♨️ انتشار کتابچه «روایت فتح سیاسی»؛ تحلیلی بر دستاوردهای مقاومت و شهادت در شرایطی که جبهه استکبار با ترور، فشار و عملیات روانی به دنبال ایجاد ناامیدی و توقف در حرکت جامعه اسلامی است، تبیین پیروزی‌های جبهه حق و بازخوانی دستاوردهای خون شهدا، یک ضرورت انکارناپذیر برای حفظ بصیرت است. 🔻کتابچه «روایت فتح سیاسی»، با نگاهی جامع و ایدئولوژیک به بررسی برکات مقاومت در مسیر انقلاب می‌پردازد و به این نیاز اساسی جامعه پاسخ می‌دهد. ☑️ این اثر با بررسی دقیق پنج ساحت کلیدی، به تحلیل موضوعات زیر می‌پردازد: ▪️ساحت رهبری: تبیین ظرفیت‌سازی شهادت، گذار آرام و تثبیت رهبری جدید بدون التهاب سیاسی، و تسریع در افول نظام سلطه. ▪️ساحت مردم: بررسی کنشگری مردم در سطح حکمرانی، افزایش بصیرت عمومی و تثبیت بی‌اعتمادی به آمریکا. ▪️ساحت رجال سیاسی: اهمیت ساده‌زیستی، جهاد با جان و مال، و ایستادگی مسئولین در میدان مبارزه. ▪️ساحت استکبار جهانی: تحلیل مرگ تدریجی باطل، انزوای سیاسی دشمن و شکل‌گیری نفرت جهانی علیه مستکبران. 🔻این کتابچه، روایتی است از طلوع یک ابرقدرت جدید به نام ایران و الگو شدن نظام جمهوری اسلامی در مسیر استقلال و دیپلماسی انقلابی. 🔴 قرارگاه ربّیون https://eitaa.com/rebbion_ir
از: اجرائیل شماره 21 به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) ما قرار بود هشت صبح فردا مشهد باشیم و ماشین با چند ساعت تاخیر تازه به ورودی کربلا رسیده بود. می خواستم برای افزایش سرعت کاروان فرشته های بازدارنده را جلوی ماشین بچینم که مردم را بتارانند و راه را باز کنند. باز هم فرشته رغائب مزاحم کارمان شد. گفت: «قائد دوست نداشته کسی مردم را براند. دوست داشته با قدم های کوتاه سمت حرم حرکت کند و با تنی خسته به آغوش اربابش برسد.» مردم عراق هم که هیچ عجله ای نداشتند. سر صبر جلوی ماشین می ایستادند و یزله می کردند. یکی می گفت: «لو هیج لو ماکو عمامه» و بقیه با هم همین را می خواندند و به سبک عزاداری خودشان بالا پایین می پریدند و توی سرشان می زدند. بین آن همه مرد عرب یک زن ایرانی ایستاده بود و توی گوشی اش معنی عبارت را جستجو می کرد. وقتی خواند: «عمامه یا باید این طوری باشد و یا اصلا نباشد.» گریه کرد و اشک هایش با عرق روی صورتش قاطی شد. زن های کمی هم که گوشه خیابان از اماره و کرکوک و بصره و لبنان آمده بودند، با آن همه عبا و روسری و چادر عرق کرده بودند. به فرشته باد گفتم: «دمای هوا را کمی پایین تر بیاور! مردم هلاک شدند از گرما و ازدحام و معطلی.» گفت: «اجازه ندارم. همان طور که روز عاشورا اجازه نداشتم این مکان را خنک کنم.» جناب حشرائیل! امروز هیچ کس به حرفم گوش نداد. کیلومترها جلوتر از کاروان پیکر، موکب ها «مای بارد» می دادند و جارو به دست ها مسیر کاروان را تمیز می کردند و پلیس ها زنجیره انسانی و طنابی برای جلوگیری از هجوم مردم درست کرده بودند و همه برای استقبال از کاروان دقیقه شماری می کردند. هرچه به اخباریل ها گفتم طولانی بودن زمان رسیدن کاروان را یک جوری به مردم برسانند، امتناع کردند. کاتبیل ها بدون اینکه از من بپرسند به ازای هر دقیقه معطلی برایشان ثواب دو رکعت نماز در حرم می نوشتند. خسته و سرخورده آمدم چرخی در حرم ها بزنم تا مثل همیشه مشکلاتم حل شود. هر چه از ابتدای شارع ابومهدی المهندس به سمت حرم ها رفتم تراکم جمعیت بیشتر شد. در بین الحرمین مردها عکس نوه خردسال قائد را گرفته بودند و هوسه می خواندند: «ماکو تابوت عگدها...» یعنی که «هیچ تابوتی اندازه ش نبود!» اشک ها و به سر زدن هایشان واقعی بود. خوب شد آن تابوت کوچک همراه کاروان نمی آمد. وگرنه که قلب این مردها با دیدنش می ایستاد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
این گزارش فرشته ها رو می خونید یا من برا خودم می نویسم؟😭😭😭 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
از: اجرائیل شماره 22 به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) چه خوب که ساعت تشییع مشهد را از هشت صبح فردا به دو بعد از ظهر تغییر دادند. وگرنه که تابوت حتی توسط فرشته ها هم به برنامه مشهد نمی رسید. ساعت دو و نیم بامداد کاروان به حرم سیدالشهدا رسید و غلغله ای در زمین و آسمان رخ داد. یک گروه کر از فرشته ها آمده بودند و به خاطر علاقه قائد شهید برایش شعر فارسی می خواندند: «خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد- آرزومند نگاری به نگاری برسد» شصت و نه سال دوری و اشتیاق در آن لحظات سحر داشت به وصال می رسید. گروه کر شعرهایش را چند دقیقه یک بار عوض می کرد و با هر کدامشان لبخندی روی صورت اشک آلود قائد شهید می نشست: «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند- واندرآن ظلمت شب آب حیاتم دادند» و «ز مُلک تا ملکوتش حجاب بردارند- هرآنکه خدمت جام جهان نما بکندـ» حضرت سیدالشهدا و هفتاد و دو یارش به استقبال کسی آمده بودند که چهارده قرن بعد از خودشان شبیه خودشان شهید شده بود. در اوج حقانیت و مظلومیت به دست اشقی الاشقیا و همراه خانواده. فرشته های مقیم حرم مراسم استقبال را به عهده گرفتند و کار از دست ما خارج شد. تابوت روی دست مردم به سمت ضریح می رفت و گاهی هم از دست ها پایین می آمد و دوباره بالا می رفت. اگر بودم نمی گذاشتم پرچم ایران دور تابوت کنده شود. فکر کنم آن هم کار فرشته رغایب بود که به خاطر دل قائد کاری کرد تابوت را عریان به پیش ارباب بی کفن برسانند. طواف شش گوشه با پس زمینه صدای ذکر و گریه ملائک و ناله شیطان انجام شد و روی دست های مردم بین الحرمین به حرم حضرت عباس رسید. گروه سرود ملائک زودتر رسیده بودند و میخواندند: «جسم تو کامل است ناقص نیست- می دهد عطر یک سبد گل یاس- دستت اما حکایتی دارد- رحم الله عمی العباس» گونه های قائد شهید از خجالت سرخ شد. مداح هم پشت میکروفون با غیظ می گفت: «اتوجّه یا عباس! هذا حرسک» علمدار کربلا جلو آمد و پرسید: «علم را به که سپردی و آمدی سردار؟» قائد شهید همان طور که سرش پایین بود گفت: «مجتبی هست. نگه می دارد ان شاالله.» بالاخره اخم های عباس باز شد و با لبخند گفت: «خدا نگهش دارد.» همه ملائک آسمان آمین گفتند. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
▪️ مراسم بزرگداشت امام مجاهد شهید در مصلای تهران از سوی رهبر معظم انقلاب؛ سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ 📢 دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه‌ای از برگزاری مراسم بزرگداشت قائد شهید امّت در تهران از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی خبر داد. 📩 متن این اطلاعیه، به شرح زیر است: ✍🏼 بسم الله الرّحمن الرّحیم مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا. ▪️با سلام و صلوات به پیشگاه حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان، تعزیت مجدد به مناسبت شهادت قائد عظیم‌ألشان انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی حسینی خامنه‌ای (قَدَّسَ اللهُ نفسَهُ الزَّکیة) و اعضای خانواده عزیز ایشان و همچنین با خضوع و خشوع در برابر عظمت و شکوه تاریخی ملت مبعوث شده در بدرقه آقای شهید ایران، به اطلاع دلدادگان امام مجاهد شهید می‌رساند، مراسم بزرگداشتی از جانب رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای(مُدَّ ظلُّهُ العالی) روز سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در شبستان مصلای امام خمینی(ره) تهران برگزار خواهد شد. ▪️بی‌شک حضور مردم عزادار و مبعوث شده در این مراسم، تأکید دوباره‌ای بر عهد و پیمان ناگسستنی برای ادامه راه خامنه‌ای شهید و بیعت مجدد با خلف صالح آن امام شهید خواهد بود. دفتر مقام معظم رهبری 📆۲۱ تیر ۱۴۰۵ 💻 Rahbar.ir
476.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از صفحه‌اش اسکرین بگیرید ببینید کدوم وصیت رهبر شهید براتون میاد 💔 توصیه‌شون به شما چی بود؟ @mahlimaan
برا من این اومد😭😭 ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا بچرخ تا بچرخیم! @ayenooshgah
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا دشمنان ما تلاش گسترده‌اى را از روزهاى اول آغاز کردند و هرچه جلو رفتیم، این تلاش بیشتر شده است؛ از صدها بلکه هزاران ایستگاه تلویزیونى و رادیویى و اینترنتى استفاده کردند براى دشنام دادن به جمهورى‌اسلامى و به بانى بزرگ آن و به طرف‌داران آن. خود این مطلب به ما کمک کرده است، یعنى حس کنجکاوى را در مستمعان و مخاطبان در سراسر دنیا برانگیخته است؛ میخواهند بدانند که علت این‌همه دشمنى‌کردن و سنگ‌پرانى کردن و لجن‌پراکنى کردن چیست، و آن حقیقتى که آماج این دشمنى‌ها است، چه ماهیتى دارد، چه حقیقتى دارد. بنابراین دشمنان ما به قصد دشمنى نام ما را بردند و درباره‌ى امام ما و نظام ما سخن گفته‌اند، اما «اِنَّهُم یَکیدونَ کَیدًا. وَ اَکیدُ کَیدًا»؛ (۱) این را خداى متعال میفرماید؛ آنها با این نیت، این حرکت وسیع را آغاز کردند اما در نهایت براى ما یک فرصتى به‌وجود آمد، چون حس کنجکاوى مستمعانِ این دستگاه‌ها در سراسر جهان تحریک شد. در کشورهاى اسلامى و در منطقه‌ى ما بیدارى اسلامى - که احساسات ضد استکبارى در آن بر هر پدیده‌ى دیگرى غلبه داشت - خود نشانه‌ى همان کنجکاوى و پاسخ‌گیرى و پاسخ‌یابى است، و این همچنان ادامه دارد. بیانات در مراسم بیست‌ و پنجمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)؛ ۱۳۹۳/۳/۱۴
از: اجرائیل شماره 23 به: حشرائیل (فرشته اعظم مراسمات بزرگ) چند سدادیل را گذاشتم جلوی چشم مردم حاضر در کربلا را سد کنند تا ماشین مبدلی، پیکر قائد شهید را سوار کند و بدون جلب توجه برش گرداند نجف. همین یک روز دوری بین پیکر قائد شهید و خانواده اش حسابی باعث دلتنگی نوه ی خردسالش شده بود. هرچند که آنها هم در نجف سرگرم بودند و در مجلس عزاداری زنان نجفی برای قائد شهید و خانواده اش حاضر شده بودند. گریائیل ها می گفتند چند لیتر اشک چشم از آن مجلس جمع کرده اند که همه را برای تبرکی سایر فرشته ها بردند. در مسیر برگشت دیدم هنوز هم آسمان به حالت عادی برنگشته و فرشته های جامانده از تشییع خودشان را می رسانند و بالهایشان را به جای قدم های تشییع کننده ها می کشند و می روند. جناب حشرائیل! صدای ناله شیطان را که می شنوید؟ زهرش را دارد می ریزد. همین یک روز که قائد شهید از ایران خارج شد، چندجا از جنوب ایران را موشکباران کرد و ایران هم دارد چندین جا را به تلافی می زند. هرلحظه ممکن است آسمان ایران بسته شود و پروازها لغو شوند. یک دسته محافظیل را بال به بال چیدم دورتادور هواپیما را بپوشانند. ارتش هم دو تا پرنده جنگی را برای احتیاط از مرز ایران همراه هواپیما کرد. کارکنان فرودگاه مشهد 156 تا کیف مدرسه و کفش کودکانه به یاد شهدای مدرسه میناب در سالن فرودگاه چیده بودند. حیف که نمی دیدند روح بچه ها به خاطر این کارشان آمده بودند و همانجا به استقبال پیکرها نشسته بودند و مثل وقت هایی که اردو می رفتند شلوغ می کردند. قائد شهید با خنده و مهربانی برایشان دست تکان داد و رد شد. ذوق کودکانه ای در رفتارش بود که در رفتار سایر آدمیزادها هم نسبت به وطنشان دیده ام. مثل احساسی که ما فرشته ها نسبت به عرش داریم. یک کاروان از ارواح علما و رفقای مشهد به استقبال کاروان قائد شهید آمده بودند. انتظار داشتم از کنار اینها هم مثل بچه های میناب با تکان دست و لبخند بگذرد و زودتر به سمت امام رضا راهی شود. اما روح قائد نزدیکشان شد و به سمت دست هایی که برایش باز شده بود پرواز کرد. از فرشته شناسیل که کنارم ایستاده بود پرسیدم: «آن مرد را می شناسی؟» گفت: «سیدجواد خامنه ای است دیگر. پدر قائد.» چشمهای سیدجواد از خوشحالی برق می زد و به سختی رضایت داد که سیدعلی اش را از آغوشش رها کند. قائد شهید تک تک خانواده اش را به پدرش معرفی کرد. همگی جلو رفتند و احترام کردند. بشری سادات عبای پدربزرگ را بوسید ولی زهرای کوچک از بغل قائد شهید تکان نخورد. سیدعلی آرام گفت: «به من انس دارد آقا. کم کم به شما هم عادت می کند» ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا ای کسی که موجودی خزانه‌های رحمتش هیچ وقت صفر نمی شود! ضمن صلواتی بر محمّد و آل محمد سهمی هم از رحمت خودت برای ما قرار ده. يَا مَنْ لَا تَفْنَى خَزَائِنُ رَحْمَتِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لَنَا نَصِيباً فِي رحمتک ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
. ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا خوشبخت کیست؟ @ayenooshgah