هدایت شده از خبرگزاری مهر
نرویم بغلِ دشواریهای مبارک؟
یادداشت مهمان، حسن مجیدیان:
🔺 در ایام و سالگرد حادثه انفجار پیجرها در لبنان توسط باند تروریستی صهیونیستی، یکی از بهترین کارها دست گرفتن کتاب دشواریِ مبارک است.
🔺من خود غالباً در کتابهای این تیپی، زود به عالم مقایسه میروم. در این سنجش و مقایسه گری خودم را محک میزنم و میسنجم که اگر سوژههای این کتاب، مقاوم و مبارز و شاکرند؛ امثال من با نکونالههایشان، کدام طرف داستان و کدام سمت تاریخ ایستادهاند؟
🔺راست این است که برخی کتابها، آدم را خجالتزده میکند؛ آنسان که امیری اسفندقه سرود: «دارم خجالت میکشم از اینکه انسانم...»
🔗 mehrnews.com/x3d5kj
📡 @Mehrnews
دیمزن
✨ کارگاه آموزش مستندنگاری ✨ ❓ چگونه سوژهی واقعی خود را به یک کتاب خواندنی تبدیل کنیم؟ 🎙 مدرس و را
آخرین مهلت ثبت نام: فردا
غیرقابل تمدید
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ولی دلیل اصلی همونی بود که من گفتم!🤪😎
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
هدایت شده از چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
هواپیمای فرماندهان نیرو که سردار حاجیزاده هم داخلش بود، همراه با جبههی تگرگ و طوفان وحشتناکی به تهران رسیدند. روی باند، به ارتفاع پنج سانتیمتر تگرگ نشسته بود. خلبان هواپیما اعلام کرده بود کنترل هواپیما از دستش خارج شده است. من فرمانده رده عملیات هوایی نیرو بودم و داشتم قالب تهی میکردم؛ اگر اتفاقی برای آن هواپیما میافتاد...؟ حتی تصورش هم برایم ترسناک بود.
ایستاده بودم توی برج مراقبت و به کمک بقیه سعی داشتیم خلبان را آرام و راهنمایی کنیم. هرچه ذکر بلد بودم توی دلم خواندم و بالاخره با کمک خدا توانستیم هواپیما را روی باند بنشانیم.
لحظهای که درِ هواپیما باز شد، اولین نفر از پلهها بالا رفتم. همه فرماندهان وارفته و به صندلیها چسبیده بودند. باعجله رفتم داخل کابین خلبان. دیگر رنگ توی صورتش نبود. دیدم آقای حاجیزاده پشت صندلی ایستاده و مشغول ماساژ دادن شانههای خلبان است. با شوخی و خنده میخواست روحیهاش را برگرداند.
سردار خیلی شجاع بود.
#سردارشهیدامیرعلیحاجیزاده
🚀چَمروش
راوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran