.
گر عقل روی حرف دل اما نمی گذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت
از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
می شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت
اینقدر اگر معطل پرسش نمی شدم
شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت
دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم
چون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت
شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمی گذاشت
گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمی گذاشت
ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین
در خون مرا به حال خودم وا نمی گذاشت
ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت
#فاضل_آقای_نظری
.
.
-از مستی شدید رگ خواب می زنم
حافظ تو دم ز باده ی شیراز می زنی
من دم ز چای روضه ی ارباب می زنم
.
.
ای زندگی، بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم، نه میخواهم بدانم!
#فاضل_آقای_نظری
.
.
-تشنهیِ چای عراقم ای اجل مهلت بده
تا بیایم اربعین موکب به موکب کربلا !
.
.
-کار دستم داد آخر قلب ناپاکام، حسین (علیه السلام)!
اربعین، پای پیاده، رفت از دستم که رفت...
.
.
-شدت این عشق، در شعرم نمی گنجد چرا؟
بیخیال شعر اصلا دوستت دارم حسین (علیه السلام)
.
.
-اربعين کاش بگویم به همه در صحنش
حاجتم کرب و بلا بود روا کرد حسین (علیه السلام)
.
.
-حسین بن علی که عالمی هستند به قربانش
به تو گفته برادر جان من؛ جانم به قربانت
.