.
البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش
اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود...
.
.
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت!
من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود...
.
.
بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم
دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود...
.
.
گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است!
من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود...
.
.
حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را...
آگاه نکردند به شری که در آن بود...!
.
.
هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کنم کرد
این تودهی بدخیم گمانم سرطان بود...
#محمد_رضا_نظری
.
.
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یکبار هم برای تماشا نیامدهست
#حامد_آقای_عسکری
.
.
لم داده ام به تكيه گه لن تراني ات
من سخت راحتم كه ندارم نشاني ات
اول تو از پياله ي هستي چشيده اي
ما نيز ميخوريم زجام دهاني ات
.
.
نفس نفس زدن من همه بخاطر توست
خوش آن زمان که ببینم دلم مجاور توست
همه شروط قبولی طاعتم هستی
اگر که عبدِ خدا گشته ام بخاطر توست
.