MeowSu
صدام بزن استفن چون براش هرکاری کردم ولی تهش بخاطر یه اخلاق بدم جایگزین شدم
صدام بزن ربکا
چون به هرکسی اعتماد کردم حقیقت اینکه فقط ازم سواستفاده میشه رو کوبوند تو صورتم
MeowSu
صدام بزن ربکا چون به هرکسی اعتماد کردم حقیقت اینکه فقط ازم سواستفاده میشه رو کوبوند تو صورتم
صدام بزن کارولاین
چون برای همچیبیشتر از اندازه تلاش کردم و تهش هیچی نمیشد ، یکی پیدا میشد بهتر از من
MeowSu
صدام بزن کارولاین چون برای همچیبیشتر از اندازه تلاش کردم و تهش هیچی نمیشد ، یکی پیدا میشد بهتر از
صدام بزن آلایژا
چون برای خانوادم هرکاری کردم و آخرش آدم بده من شدم
MeowSu
صدام بزن آلایژا چون برای خانوادم هرکاری کردم و آخرش آدم بده من شدم
صدام بزن نیکلاوس
چون پشت اون غروری که ساختم فقط دنبال یه برادر واقعی(رفیق واقعی+) میگشتم
MeowSu
صدام بزن نیکلاوس چون پشت اون غروری که ساختم فقط دنبال یه برادر واقعی(رفیق واقعی+) میگشتم
صدام بزن ریک
برای محافظت از بقیه هرکاری کردم ولی تهش بخاطر یه اشتباه ترک شدم
MeowSu
صدام بزن ریک برای محافظت از بقیه هرکاری کردم ولی تهش بخاطر یه اشتباه ترک شدم
صدام بزن تایلر
چون خیانت دیدم از بهترینم
MeowSu
صدام بزن تایلر چون خیانت دیدم از بهترینم
صدام بزن مت
من فرعی ترین شخصیت اصلی ای هستم که هروقت بهش نیاز میشه مورد توجه قرار میگیره
هدایت شده از Luca
آن شب من بودم و چهار قلم
قلمی که به رنگ خون مینوشت و از اعماق وجودم برای رفتن کسی که بهای زندگی اش بود میگریست
دومین قلم
آبی آسمانی بود که دیگر بعد او، ماه تنها نقطه ی روشن آن به حساب میآمد
سومین قلم ،سبز
سرسبزی روح من به اندازه ی بیابان ها خشک شده بود حتی جوهر هم نمیداد انگار او هم میدانست تنها چیزی که اورا به حیاط وا میداشت دیگر نیست
و در آخر سیاه بود
او ،او حال مرا خوب درک میکرد میدانست که از دست دادن کسی که هنوز نفس میکشد چقدر میتواند دردناک باشد
از آن پس من و قلم سیاهم یار بودیم و غمخوار
ناحقی نمیکنم دیگر قلم ها هم بودند اما از حق نگذریم تنها چیزی که بعد تو تنهایم نگذاشت غم بود
–لوکا