eitaa logo
دکتر کبری خزعلی
127 دنبال‌کننده
14.4هزار عکس
15.3هزار ویدیو
225 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 عملیات وعدۀ صادق، در انتظار «تبیین» و «تکمیل» ✍️ سید محمدحسین دعائی ۱. حدود یک‌دهه است که رهبر معظم انقلاب، در مناسبت‌های مختلف و به بهانه‌های گوناگون، از ورود جامعۀ بین الملل به یک «پیچ مهم تاریخی» خبر می‌دهند، از شکل‌گیری نظمی نوین در جهان سخن می‌گویند و بر ضرورت آمادگی ایران اسلامی برای عبور موفق از آن پیچ و نقش‌آفرینی در این نظم تأکید می‌کنند؛ خبر، سخن و تأکیدی که تحلیل تفصیلی آن، یکی از مهم‌ترین نیازهای معرفتی امروز ماست. ۲. بدون‌شک افول بلوک تمدنی غرب با سردمداری «آمریکا»، به‌موازات قدرت‌یافتن «ایران» در قلب محور مقاومت، یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های «نظم نوین جهانی» است؛ شاخصه‌ای که می‌توان «عملیات وعدۀ صادق» را مهم‌ترین دلیل صدق آن دانست؛ چنان‌که بعد از این عملیات، دیگر نه فقط تحلیلگران فهیم و رصدپیشگان هوشیار، بلکه حتی بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی نیز وجوه شفافی از «ایران قوی» را با همۀ وجود لمس کردند. ۳. هرچند اجمالا می‌بینیم و می‌دانیم که ایران اسلامی با موفقیت در «عملیات وعدۀ صادق» توانست از موازنۀ قدرت در منطقه تعریف متفاوتی ارائه داده و به همۀ بازیگران بین المللی معادلۀ جدیدی را تحمیل کند، اما حقیقت آن است که جز با فاصله‌گرفتن از این نقطۀ عطف تاریخی در محور زمان، نمی‌توان عظمت و اهمیت واقعی آن را دریافت. به بیان دیگر، این آیندگان هستند که می‌توانند درک درستی از واقعیت این عملیات پیدا کرده و به نقش آن در شکل‌گیری «هندسۀ جدید جهان» پی ببرند. ۴. اگر بخواهیم کمی به واقعیت «عملیات وعدۀ صادق» نزدیک شویم، باید اولا عقبۀ آن در گام اول انقلاب را ببینیم و ثانیا فهم شفافی از آثار و ثمرات آن در گام دوم داشته باشیم. این عملیات، نه یک اتفاق ناخواسته، اقدام انفعالی، واکنش ناگهانی یا حرکت کور، بلکه نتیجۀ طبیعی موفقیت رهبر معظم انقلاب در به ثمر رساندن پروژۀ «ایران قوی» است؛ پروژه‌ای که بدون‌شک جایگاه کشور در «نظم جدید جهانی» را تضمین کرده و حرکت انقلاب برای رسیدن به «تمدن نوین اسلامی» را شتاب خواهد داد. آری؛ بعد از عملیات وعدۀ صادق، دیگر اثبات این‌که «نزدیک قله‌ایم» سخت نیست. ۵. مهم‌ترین سؤالی که بعد از «عملیات وعدۀ صادق» باید به آن پاسخ داد این است که: وظیفۀ ما در این مقطع تاریخی چیست؟ در پاسخ به این سؤال به دو مورد می‌توان اشاره کرد: الف. تبیین عملیات: واقعیت آن است که ما نه تنها در روایت موفقیت‌های خود، خلق «پیوست رسانه‌ای» برای آن‌ها و ایجاد ارزش افزودۀ ملی از این طریق ضعیفیم، بلکه حتی نمی‌توانیم جلوی وارونه‌سازی آن‌ها توسط دشمن را هم بگیریم؛ و این همان نقیصه‌ای است که جز با ورود جدی به عرصۀ «جهاد تبیین» و استفادۀ هوشمندانه از ابزار «هنر» ـ همان‌که تأثیرش از موشک و پهپاد بیشتر است ـ جبران نخواهد شد. ب. تکمیل عملیات: جمهوری اسلامی با «عملیات وعدۀ صادق»، هیمنۀ سخت‌افزاری آمریکا و اسرائیل را شکست و به موفقیتی بزرگ دست یافت. اما تا نتواند «هیمنۀ نرم‌افزاری دشمن» را هم بشکند، نه به هدف اصلی خود ـ یعنی تبدیل‌شدن به یک قطب تمدنی ـ دست خواهد یافت و نه می‌تواند انتقام حقیقی شهدایی مثل حاج قاسم عزیز را بگیرد. آری؛ دانشمندان متعهد ایران اسلامی در عرصۀ «علوم فنی»، با راهبری نیروهای نظامی و امنیتی کشور، کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده‌اند. حال مبادا که دانشمندان عرصۀ «علوم انسانی» در حوزه و دانشگاه، با غفلت از اسلامی‌سازی این علوم و با ناتوانی در حل چالش‌های فرهنگی کشور ـ مثل چالش تحمیلی «حجاب» ـ از این قافلۀ نورانی عقب افتاده و در زمینه‌سازی برای «طلوع خورشید ولایت عظمی ارواحنا فداه» دچار کوتاهی شوند. 🏷 🆔 @Smh_Doaei
هدایت شده از تشکل «حوزه مردم»
یادداشت خانم ، استاد درباره توقف فعالیت رسانه‌ای استاد مهدی جمشیدی: در 21 تیر ماه نوشته ای از نویسنده، پژوهشگر و فعال حوزه اندیشه و فرهنگ دیدم ، که از تصمیم خود برای کناره گیری از نوشتن در رسانه ها سخن گفته بود، به عنوان فردی که نوشته های وی را همواره دنبال می کنم ، تصمیم گرفتم در مورد او چند سطر برای دوستان نه در سطح رسانه بنویسم، چون من با این فضا قرابت چندانی ندارم!! اولین بار را در جوار امام رئوف در یک کنفرانس ملاقات کردم. در میان جمع بزرگی از اساتید صاحب عنوان و صاحب منصب، حقیقتا بحث وی چنان جذاب، مستدل و غنی از بن مایه های نظری بود که اگر با چهره جوان وی همراه نمی شد، فکر می کردم استادی میانسال بعد از سالها تحقیق و تفحص به چنان ایده‌هایی دست یافته است. در همانجا هم وی برای عده‌ای که همواره از بیان حقایق فرهنگی و اجتماعی طفره می‌روند، خوشایند نبود و طبق معمول به جای فهم مباحث وی، بعضی شخصیت او را نشانه گرفتند. از آن به بعد همیشه دنبال نوشته‌های وی بودم، برای من که عمده پژوهش‌هایم کیفی است، نحوه اقناع‌سازی و مفهوم‌سازی‌های وی بی‌نظیر و بی‌بدیل بود. او داده‌سازی نمی‌کند، تکراری سخن نمی‌گوید، از اصل بحث ، علی‌رغم آشنایی با مباحث نظری و فلسفی، مفاهیم‌اش را از جایی عاریه نمی‌گیرد، دقیقا معطوف به مسائلی سخن می‌گوید، که انتخاب می‌کند، مسائلی که بر آنها اشراف دارد. از این شاخ به آن شاخ نمی‌پرد، لذا از افکار عمیق او، متن‌های مستندی نشأت می‌گیرد که جایی برای فردی که در مقابل وی بحث می‌کند، نمی گذارد. رقبای وی در این حوزه به جای آنکه با وی بحث کنند و یا از او یاد بگیرند، سعی می‌کنند با ناسزاگویی بر او بتازند. در هر مناظره‌ای که او را دیدم، بی‌اطلاعی و یا یاوه‌گویی حریف را زود‌تر از آنکه بیننده انتظار دارد، رو می‌کند؛ و حریفان به جای آنکه او را برای داشته‌هایش تحسین کنند، بخاطر نداشته های خود بر او می‌تازند. جهاد چند ساله وی در حوزه اندیشه و فرهنگ مثال زدنی است. عده ای از حجم مطالبی که توسط وی تولید می شود، شاکی‌اند و عده‌ای از قلم تیز او؛ قلمی که و با کسی جز حقیقت رودربایستی ندارد. حجم مطالب وی از یکسو ناشی از پویایی ذهنی او و از سوی دیگر ناشی از تمرکز وی بر حوزه‌ای است که بر آن متمرکز و مسلط است. او از این در و آن در سخن نمی‌گوید، بلکه در حوزه تخصصی خود به صورت متمرکز مطلب می نویسد. از هم گسیخته و آشفته نیست، همه اجزا و عناصر فکری وی یک کلیت بهم پیوسته است. حضور افرادی چون موجب آرامش خیال است، چون وی مانند یک مسائل را رصد می‌کند و کمتر چیزی از خارج می‌ماند و به نحو احسن پاسخ می_دهد. نگاه خصومت‌بار دشمنان نسبت به نه تنها قابل انتظار که قابل فهم است، اما دریغ از بعضی از دوستان که در جبهه خودی، نگاه تفقدآمیزی به او نشان ندادند، حقیقتا این امر دل هر صاحب اندیشه‌ای را می‌شکند. بی‌تردید مولود سالها مطالعه، ، و و عشق‌ورزی به آن است؛ چنین فردی را که عصاره تحقیق، نظر، اندیشه و عشق ورزی به انقلاب اسلامی است را به راحتی نمی توان نادیده گرفت، نویسنده این سطور قصد ندارد از وی یک اسطوره بسازد، یقینا او هم ضعف ها و محدودیت های خاص خود را دارد و به بعضی از نوشته‌های او نقد‌هایی وارد است، اما یقینا بر آن است که بگوید زمانی که اندیشه عده در ، و ، گیر کرده است و یا زمانی که قلم عده ای بر روی کاغذ نمی‌چرخد و یا زمانی که دیگران از بیان حقایق دچار لکنت می شوند و یا از بیان آن عاجزند، ما را از اندیشه خود محروم نساخت. تا جایی که نوشته های وی را دنبال می‌کنم، فکر نمی‌کردم که کسی بتواند بر اندیشه قوی و سرریز او لجام بزند و اهل اندیشه را از تحلیل های وی محروم سازد، یقینا کناره گیری وی از سر مصلحت و یا ترس از دشمنانش نیست، چون وی ثابت کرده است که با این مفاهیم قرابتی ندارد، اما می‌تواند از سر دلشستگی از باشد که بعضا قدر وی را ندانسته و او را پشتیبانی نکرد! ختم کلام آنکه، برای تصمیم وی مبنی بر کناره گیری و عزلت پذیری، و او را از این کار ، چرا که فرد صاحب اندیشه نمی‌تواند و نباید اندیشه خود را از دیگران دریغ کند!! 📣تشکل حوزوی سُعداء قم 🆔 @soada_qom