#دو_خط_روضه
دست شڪستهام ڪه تڪانی نمیخورد
#زینب بیا و ظرف حسینم پر آب ڪن...😭😭
#جوان_ننه😭😭😭
@dobeitynab
#دو_خط_روضه
خدایا گنج با گنجینهام سوخت
میان شعلهها آیینهام سوخت
چنان مسمار در قلبم فرو رفت
که محسن گفت مادر سینهام سوخت
#جوان_ننه😭😭😭
@dobeitynab
#دو_خط_روضه
نار ابراهیم را برداََ سلاما میکنی
ای فلک انصاف نیست مادر بسوزد چادرش...
#جوان_ننه😭😭😭
@dobeitynab
#وای_مادرم 🥀
دیشب حسن دست به مویم کشید و گفت
#زینب بخواب ، مادرمان خوب می شود...
#جوان_ننه 😭😭😭
@dobeitynab
#جوان_ننه 😭😭
روضه میخوانم ولی مستور در لفّافه ها
از مدینه دلخورم ، از کوچههایش بیشتر
@dobeitynab
#دو_خط_روضه 😭
غزل آمد بهلبم خون بہ قلم جارےڪرد
مقتلے بـاز نمـودم و چہ اقـرارے ڪــرد
میخ در، قامٺ در، ضرب لگد، پاے عدو
مانده ام مـاٺ ڪه دیـوارچـرایارےڪرد
#جوان_ننه 😭😭
@dobeitynab
#جوان_ننه 😭😭😭
فکر کردن به غم و غصهی مادر سخت است
خواندن روضهی در ، چند برابر سخت است
از حسین این همه اصرار ؛ حسن حرف بزن
از حسن بغض پی بغض ؛ برادر سخت است
#چگونه_قتل_یک_مادر_چهل_تن_متهم_دارد
@dobeitynab