خدا کار خودش را بلد است خود ترامپ ملعون واسطه د تا کارت قرمز بازیکن امریکا نادیده گرفته شود
برسد به دست فردوسی پور که می گفت بلژیک ضعیف شده وگرنه ایران حوب نیست
@dohhol
هدایت شده از علیرضا زادبر
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قیام قم و این نماز باشکوه در تاریخ ثبت شد
@Politicalhistory
ترامپ، پس از اهانتهای آشکارش به ایرانیان و تهدید دوباره به حمله، رسماً نقاب از چهره برداشت و از توافق خارج شد. قصهی این توافقها را باید در لالاییهای شبانهی کودکانمان زمزمه کنیم؛ تا نسلهای آینده بدانند که تکیه بر عهد دشمنی که پشتپا زدن به تعهدات را به عادت بدل کرده، جز تحمیل هزینههای سنگین بر پیکر مملکت و رنجاندن دل ملت، ثمری ندارد. باشد که این عبرتِ تلخ، چراغی شود برای فردا، تا دیگر هیچکس با سادهلوحی یا شیفتگیِ بیحاصل به غرب، پا در آن بیراههی پرآسیب نگذارد.
@dohhol
دُهُل |سیدمحمد الحسینی
ماشالله به مردم عراق حسودیم شد
یاد این بیت حافظ افتادم
حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق
بدرقهٔ رهت شود، همتِ شَحنِهٔ نجف
آقای اردوغان وقت خوبی برای واکس زدن کفش های ترامپ نبود .
همیشه به نفوذ مردمی رهبران ما حسادت می کرد
با چسبیدن به مستکبر بزرگ نمی شوی
دلیل ؛ تجربه
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خلاصه فرمایشات رهبر شهید: اگر مسئولین کشور احساس خوف و رعب بکنند بر سر مردم بلاهای بزرگ فرود می آید .
آن ملت هایی که ذلیل و خوار شدند عمده علت آن این بود که مسئولین و پیشروان آن کشور شجاعت لازم و اعتماد بنفس لازم را نداشتند.
آن زمان که اصفهان غارت شد چون حاکمی مثل شاه سلطان حسین داشت که در خود و مردمش احساس ضعف می کرد. اگر حکومت اسلامی دچار شاه سلطان حسین ها بشود باید فاتحه حکومت اسلامی را خواند
@dohhol
سکینه قلب ما در این ساعات و لحظات
زعامت اشبه الناس خَلقاً، خُلقاً و منطقاً
به خامنه ای شهید
✍ پویش میلیونی نماز لیلةالدفن
✅ احکام نماز شب اول دفن
1⃣ نماز لَیلَةُ الدّفن یا نماز شب اول قبر، از نمازهای مستحبی است. این نماز به نماز هدیه و نماز وحشت نیز نامیده میشود.
2⃣ اگر دفن میت به تأخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او به تاخیر بیندازند. (توضیح المسائل م640)
3⃣ این نماز دو رکعت است و به دو روش خوانده میشود:
🔸 روش اول:
نیت دو رکعت نماز شب اول قبر می کند و در ركعت اول يك حمد و آية الكرسى و در ركعت دوم يك حمد و ده مرتبه سورۀ انا انزلناه خوانده مىشود و نمازگزار بعد از نماز مىگويد: «اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد و ابعث ثوابها الى قبر فلان (سیدعلی فرزند سید جواد)
🔸 روش دوم:
نیت دو رکعت نماز شب اول قبر می کند و در ركعت اول يك حمد و دو مرتبه سورۀ توحيد و در ركعت دوم يك حمد و ده مرتبه سورۀ الهيكم التّكاثر خوانده میشود و نمازگزار بعد از سلام نماز میگويد : «اللّهمّ صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان بن فلان (سیدعلی فرزند سید جواد)».
4⃣ آية الكرسى كه در نماز وحشت:
🔑 - بنابر احتياط واجب آية الكرسى تا «هم فيها خالدون» خوانده شود. (حضرت امام، آیت الله #سیستانی)
🔑 - آیه اول کافی است هر چند بهتر است که دو آیه بعد را نیز بخواند. (#امام_شهید، آیت الله #مکارم، آیت الله #شبیریزنجانی)
5⃣ وقت نماز وحشت، (بعد از دفن) در تمام شب اول دفن است اگر چه خواندن نماز در اول شب بهتر است و آخر وقت آن قبل از اذان صبح است.
6⃣ مستحب است برای هر میت یک نماز جداگانه خوانده شود و البته نماز مشترک برای چند میت نیز به امید ثواب مانعی ندارد.
🏴 سیدعلی فرزند سیدجواد (امام شهید)
🏴 سیده بشری فرزند سیدعلی (دختر آقا)
🏴 مصباحالهدی فرزند محمدباقر (داماد آقا)
🏴 زهرا فرزند غلامعلی (عروس آقا)
🏴 زهرا فرزند محمدجواد (نوه آقا)
بهم میریزم از چیزی که رنگی دارد از رفتن
نباید آخر هر جملهٔ خود نقطه بگذاری
ازحیرت معرفتی تا تولد نظریهای بومی: درسهای تشییع ۴۳ میلیونی
✍سید محمد الحسینی
اندیشکده آرمان
در میانۀ انبوه دادهها و نظریهپردازیهای علوم اجتماعی معاصر، پدیدهای به عظمت تشییع ۴۳ میلیونی یک رهبر دینی-سیاسی، نه در حاشیۀ تحلیلها که در کانون سکوتهای معرفتی قرار گرفته است. این سکوت، از جنس بیتوجهی ساده نیست؛ سکوتِ پارادایمهایی است که ابزارهای خویش را برای فهم واقعیتهایی فراتر از «عقلانیت ابزاری» و «بازی منافع» ناکارآمد میبینند و ترجیح میدهند پدیدهای را که در چارچوبشان نمیگنجد، «غیرعلمی» تلقی کنند تا «نادیده»اش انگارند.
نظریههای مدرنِ کنش جمعی – از نظریۀ انتخاب عقلانی تا رویکردهای بسیج منابع و حتی تحلیلهای گفتمانیِ متأخر همگی در دام یک پیشفرض مشترک گرفتارند: انسان، موجودی محاسبهگر که رفتارش بر گرد محور بیشینهسازی منفعت فردی یا منزلت نمادین میچرخد. این پارادایمها وقتی با صحنهای مواجه میشوند که میلیونها انسان از هر قشر و سن، بدون هیچ چشمداشت مادی یا جایگاه سیاسی، با پای پیاده و گاه از شهرهای دور، خود را به بدرقهای عاشقانه میرسانند، دچار «شکست تبیینی» میشوند. نه اجبار حکومتی در کار است (که با گستردگی جغرافیایی و تنوع جمعیتی قابل اثبات نیست)، نه تبلیغات رسانهای بهتنهایی چنین شور بیسابقهای میآفریند، و نه حتی «هویت جمعی» انتزاعی پاسخگوی عمقی است که در اشک و آه و لبیکهای بیوقفه جاری میشود.
آنچه این نظریهها از آن غافلاند، ساحت ایمانِ متجسّد است. ایمانی که نه یک باور ذهنی، که یک «زیستجهان» عینی است؛ در مناسک، خاطرات، مصائب و پیروزیهای مشترک تنیده شده و در طول نسلها بازتولید میشود. تشییع در فرهنگ شیعی، صرفاً یک آیین عبور نیست؛ بازخوانی حماسۀ کربلاست، تجدید میثاق با خونِ سیدالشهدا، و اعتراضی نمادین به تمامی قدرتهای مستکبر که در طول تاریخ، بر پیکرۀ حق نشستهاند. این پیوند از جنس «انتخاب عقلا»(عقل از نوع اثبات گرایانه و مدرن) نیست؛ از جنس «انتخابِ دلی» است که در جان تاریخ شیعی ریشه دوانده.
بخش چشمگیری از علوم اجتماعی غربی، با تکیه بر میراث روششناختی پوزیتیویستی، هرگونه تبیینِ مبتنی بر «عشق»، «تعهد» یا «ارتباط با غیب» را به حوزۀ غیرعلمی تبعید میکند. این طرد، اما نه از سر روششناسی ناب، که از سر ناتوانی نظری در صورتبندی ابزارهایی برای سنجش این متغیرهاست. نتیجه آنکه پدیدهای که در دل جامعهای با ۴۳ میلیون مشارکتکننده، خود را به مثابۀ یک «واقعیت اجتماعیِ تام» عرضه میکند، در بهترین حالت، به «هیجان جمعی» یا «همبستگی موقعیتی» فروکاسته میشود و در بدترین حالت، از فهرست مسائل پژوهشی حذف میگردد.
این سکوت، دیگر بیطرفی نیست؛ خشونتی معرفتی است که «غیرِ غرب» را به مثابۀ ابژه ای میسازد که تنها در چارچوب مفاهیم غربی قابل شناخت است و هر پدیدارِ ناخواندهای را به حاشیۀ فرعیات تنزل میدهد. مگر نه آنکه دورکیم از «وجدان جمعی» سخن گفت و وبر از «منزلت» و «معنا»، اما وقتی این مفاهیم در بستری دینی با شدتی بینظیر ظاهر میشوند، ابزارهایشان تهی از توانِ تحلیل میگردد؟ آیا این فقرِ نظری است یا تعصبِ پنهان در پوشش عینیتگرایی؟
راه رهایی، نه در کنارگذاشتن دستاوردهای نظری جهان، که در امکانسنجیِ مفاهیمی برخاسته از تجربۀ زیسته است. جامعهشناسی ایرانی-اسلامی باید جرأت کند مفاهیمی چون «محبت ولایی»، «تعهد عاطفی-تاریخی»، «سرمایۀ ایمانی» و «همبستگی معنوی» را نه بهعنوان متغیرهای حاشیهای، که بهعنوان متغیرهای کانونی در تحلیل کنش جمعی به کار گیرد. این مفاهیم، اگر با روشهای کیفی و کمّی دقیق صورت بندی شوند، میتوانند نه تنها پدیدۀ تشییع، که طیف وسیعی از رفتارهای جمعی در ایران و جوامع مشابه را تبیین کنند؛ از استقبال از شهید گمنام تا حضور در راهپیماییهای عظیم.
امروز، علوم اجتماعیِ وارداتی، در مواجهه با چنین پدیدههایی، اگر مثبت اندیش باشیم به «حیرتِ معرفتی» دچار میشوند و حیرت را به سکوت بدل میکنند. اما حیرت، پایان راه پژوهشگر نیست؛ نقطۀ آغازِ بازاندیشی در مفروضات بنیادین است. جامعهای که میلیونها نفر را در یک همدلیِ بینظیر به خیابان میکشد، پیامی روشن برای نظریهپردازان دارد: «عقلِ محاسبهگر، جهانی از عشق و ایمان را نمیفهمد؛ مگر آنکه از خود فراتر رود و به عقلانیتِ معنویاندیش گردن نهد.»
سکوت در برابر این حماسه، نه نقصِ عینیت که نقصِ نظریه است. زمان آن رسیده که جامعهشناسِ ایرانی، با تکیه بر گنجینۀ مفهومیِ فرهنگِ خود، به استقبالِ تفسیرِ این رخدادِ عظیم برود و نشان دهد که علم، وقتی به زیستجهانِ مردم نزدیک میشود، میتواند هم عمیقتر باشد و هم انسانتر.
@dohhol